يار محمد خان سهام الدوله / خاور بى بى شادلو
144
سفر نامه هاى سهام الدولة بجنوردى ( فارسى )
كالسكه را نگاه داشتند قدرى سؤال جواب شد . حركت كرده چهار از دسته گذشته آمديم منزل . امروز دو سه تير تفنگ از دور به درنا انداختم هيچيك نخورد . روز جمعه چهاردهم از لاسگرد به سمنان آمديم . چيزى قابل ذكر ديده نشد . چون نواب اشرف و الا ضياء الدوله باغى در دم دروازهء سمنان دارند در طهران به من اصرار فرمودند آنجا منزل كنم . گفتم آنجا منزل كردند . بسيار خوب باغى است . مشجّر به انواع درختان بارور . تمام اطراف باغ چفت ساخته موسر دادهاند . حوضخانه و سردر قشنگى كاشيكارى دارد . بسيار با سليقه ساخته شده . باغ خيلى وسعت دارد يعنى كه مقابل باغ فرحافزا مىباشد . سالى پانصد تومان اجاره حاصل دارد . عصرى از عزيز الله خان سهام الدوله تلگرافى رسيد و عينا حضور حضرت صدارت گفتم حضور مبارك اعليحضرت همايونى ارواحنا فداه عرض كرده جواب مرحمت شود . عصرى ميرزا جعفر خان سرهنگ تلگرافخانهء سمنان آمد قدرى صحبت كرديم . اين ميرزا جعفر خان وقتى كه من حكومت استر آباد را داشتم آنجا رئيس تلگرافخانه بود . آدم محجوب خوبى است . منتظم السلطنه نايب الحكومهء سمنان دوبره فرستاده بود . به آدمهايش انعامى داده شد . امشب را پشه زياد بود خيلى كم خواب رفتم . روز شنبه پانزدهم صبح وقت اذان برخاستم . سوار شده به سمت آهوان آمديم . در بين راه بجز زوار كه مشهد مىرفتند و بعضى از كربلا مىآمدند ديگر ديده نشد . امروز در بين راه يك كبك و يك تيهو « 1 » ، با تفنگ شكار كردم آمديم منزل . بر سر قنات چادر زدند خيلى بد گذشت و بدترين منزلها است . به هرطور بود شب را صبح كرديم . ولى در اول شب جمعى ديدم در حركتند . بعضى از مشرق به مغرب و بعضى از مغرب به مشرق . زمانى دراز متحير و متفكر اين مطلب بودم كه اين سرگردانى از چه خواسته و طالب و مطلوب كيست ؟ ناگاه :
--> ( 1 ) اصل : طيهو