يار محمد خان سهام الدوله / خاور بى بى شادلو
138
سفر نامه هاى سهام الدولة بجنوردى ( فارسى )
اشرف و الا فرمانفرما والى كرمان . بسيار جوان معقول متواضع مىباشد . ساعتى آنجا بودم آمدم منزل . امشب را جناب مستطاب آقاى مجد الدوله وعدهء مهمانى عروسى كردهاند جهت شمس الدين خان پسرشان عروس مىآوردند . نيم ساعت از شب رفته رفتم . جمعى از شاهزادگان و وزراء و عملهء خلوت تمام بودند . بازيگرها بازى كردند و حقهبازى نمودند . موزيك هم بسيار خوب مىزدند . در اطاق تالار آئينهكارى بسيار خوبى نشسته بوديم . اين اطاق را مرحوم پدر جناب مجد الدوله ساخته . بهتر از اين اطاق كار قديم در طهران نيست . خلاصه رفتيم سر شام نشستيم . امير نويان و امير آخور بالا نشسته بودند . از من پائينتر ناظم السلطنه و امين خلوت و وزير حضور و حاجى شهاب الملك و غيره بودند . شام خورده برخاستيم . ميان حياط صندلى گذاشته نشستيم . قهوه و قليان صرف شد . برخاسته از پى عروس رفتند . من هم تا دم در همراهى كرده ، بعد سوار شده رو به منزل آمدم و شش ساعتى خوابيدم . روز جمعه هفتم صبح رفتم منزل دكتر طولوزان قدرى دوا و دستور العمل داد مراجعت به منزل كردم . آقا حسن خان ميرپنجه با آقا على خان سرتيپ پسران مرحوم صاحب اختيار آمدند . تا چهار ساعت از دسته گذشته منزل بودم . فراشخلوتى آمد كه شاه مىخواهد . فورا سوار كالسكه شده رفتم . ميان باغ حضرت صدارت در خيابان وسط بالاى نيمتخت نشسته بودند . من هم رفتم بالاى نيمتخت ديگر نشستم . جناب نظام السلطنه و علاء الملك سفير كبير مأمور اسلامبول هم جهت مرخصى به مأموريت خود حاضر بود . ساعتى نشستيم . شاه بيرون شدند . ميان باغ جلوس فرمودند . اول حضرت صدارت و من را خواستند . رفتيم حضور مبارك . بعد از اظهار مراحمات زياد و گفتگوى راجع به سرحدات و تربيت پسران مرخص فرمودند . آمدم منزل . امروز هنگامهء غريبى در منزل ما مىباشد جهت جشن و عقدبندان براى نور چشم عزيز الله خان سهام الدوله . تمام رجال دولت تشريف داشتند كه اساميشان از قرار تفصيل در ذيل مسطور است . صورت اسامى مدعوين به مباركى :