يار محمد خان سهام الدوله / خاور بى بى شادلو

121

سفر نامه هاى سهام الدولة بجنوردى ( فارسى )

فرمودند . عمارتهاى باغهاى سلطنتى شمران ديده مىشد . به جناب مجد الدوله فرمودند فلانى [ را ] يك روز ببر باغها و عمارات را گردش بده . خلاصه امروز را مخاطب فرمايشات از اول تا آخر من بودم . دوباره فرمودند موزه و « گالورى » « 1 » را ديده‌اى ؟ عرض كردم نديده‌ام . فرمودند صبح بيا هم با تو كار دارم و هم موزه و غيره را تماشا بكن . رسيديم به باغ و عمارات سرخه حصار . عمارات اندرونى را تماشا كردند . در عمارت بيرونى جلوس فرمودند . من هم با جناب ناظم السلطنه در اطاقى نشستيم چائى و عصرانه خورديم . يساولى آمد كه قبلهء عالم مىخواهند . رفتم حضور مبارك . فرمودند اطاقها را گردش بكن . اطاقها را گشتم . در واقع بهتر از اين عمارت شكارگاه نمىشود . از آنجا سوار كالسكه شدند . من هم با جناب آقاى مجد الدوله سوار كالسكه شديم . با هم آمديم منزل ما . آقاى نايب ناظر هم تشريف آوردند . اسبهاى آقاى مجد الدوله كه براى « سوقون » اسب‌دوانى گذاشته بودند آوردند ديدم . هشت اسب ممتاز بودند تا در تاخت دوره چه كنند . غروبى آقايان تشريف بردند . جناب آجودانباشى هم فرصت كرده حضرت عبد العظيم رفته بودند . اول شب ميرزا عبد الكريم نظم الاطباء يك نفر فرنگى را آورده بود كه جهت معلمى بجنورد بياورم . گفتم اگر جناب دكتر طولوزان تصديق كنند خواهم برد . آنها رفتند . جناب آجودانباشى آمدند در ساعت چهار شام خورده خوابيدم . روز شنبه سيم چهار از دسته گذشته رفتم عمارت حضرت صدر اعظم . اندرون بودند . گفتند مسهل خورده‌اند در خانه نمىروند . با جناب امين الملك ميان باغ قدرى نشسته با هم رفتيم باغ شاه . جناب امين الملك به حضور مبارك اطلاع دادند كه من حاضرم . در اين بين سركار اكبر خان نايب ناظر آمدند كه شاه فرمود برويد اطاق موزه . با رئيس موزه و اكبر خان رفتيم . چه اطاق كه تعريفش از تعريف مستغنى است . از اسباب و صنايع اوروپ از هر قبيل موجود است . تخت طاووسى كه مال محمد شاه هندى بوده و نادر شاه از هند آورده تمام طلا و مرصع از جواهر خوشاب است . قريب به صد صندلى طلا و مرصع يكان يكان همه را نمىتوان

--> ( 1 ) ( - گالرى )