يار محمد خان سهام الدوله / خاور بى بى شادلو

93

سفر نامه هاى سهام الدولة بجنوردى ( فارسى )

قدرى صحبت كرده وداع نموديم آمدم منزل . ناهار خورده با سركار آجودانباشى و پسرهايش وداع كرده آمديم جلو در كه خواجهء خانم آجودانباشى در يك مجموعه قرآن و آئينه و گلاب و يك نعلبكى نيم قران نگاه داشته ، قرآن را زيارت كرده بيرون آمدم . به قدر دويست سيصد گدا جلو در ايستاده ، پولها را دادم غلام آقا تقسيم كند . سوار كالسكه شده يك ساعت به غروب مانده آمدم حصار امير . چون نواب و الا نير الدوله شب گذشته در منزل من بودند ، اصرار كردند كه فردا شب بايد در ده من كه حصار امير است منزل كنيد . پذيرائى بسيار خوب كردند . اطاقهاى خوب داشت . شام خورده خوابيدم . بازگشت از طهران روز دوشنبه بيست و ششم صبح برخاسته نماز خواندم . دو ساعت از دسته گذشته سوار شده ، سه به غروب مانده آمديم ايوان كيف « 1 » . تلگرافى به عزيز الله خان ايلخانى كردم و اين بيت بديهه به نظرم آمد نوشتم : من و منزل خوار و ايوان كيف * تو و گشت گلزار و ايوان كيف روز ورود بجنورد را دوازدهم اطلاع دادم . از حصار امير تا ايوان كيف شش فرسخ است . در بين راه چيزى كه قابل نوشتن باشد نديديم ، مگر رودخانه‌ها كه از جاجرود و غيره آمدند . خيلى طغيان كرده بود . عصرى نيم ساعت خوابيدم . سينه‌ام از شدت زكامى خراب شده خيلى سرفه « 2 » مىكنم . شب را در همان منزلى كه وقت رفتن منزل كرده بوديم مانديم . شام خورده خوابيدم . روز سه‌شنبه بيست و هفتم امروز بايد برويم قشلاق خوار . دو ساعت از دسته گذشته سوار كالسكه شده تا سردرهء

--> ( 1 ) اصل : ايوانه كيف ( 2 ) در اصل : صرفه