يار محمد خان سهام الدوله / خاور بى بى شادلو

88

سفر نامه هاى سهام الدولة بجنوردى ( فارسى )

به سركار صارم الملك و ميرزا عبد الله خان ميرپنجه گفتم ناهار بدهند ، من هم خواهم آمد . سوار كالسكه شده رفتم به حضور مبارك . در تالار نارنجستان تشريف داشتند . اظهار مرحمت كرده از تشريف فرمائى سفر استرآباد فرمايشات فرمودند . قبح اين سفر را آنچه مىدانستم عرض كردم . عرايض من مؤثر افتاد . سفر استرآباد موقوف شد . اولياى دولت از من ممنون شدند . بعد فرمودند كى مىروى ؟ عرض كردم در اين چند روزه مرخص خواهم شد . فرمودند سه روزه حكما بايد به روى . بعد از مراحمات زياد مرخص شدم . آمدم منزل . حضرات تشريف داشتند . دو ساعتى بودند . بعد با هم وداع كرده تشريف بردند . منزل بودم . سركار آجودانباشى كاغذى نوشته بودند كه نوابان مستطاب محمد حسين ميرزا اميرآخور و نيرالدوله در منزل من منتظر آمدن شما مىباشند . غروبى رفتم تا دو ساعتى شب بودند . با هم اظهار خصوصيت را تازه كرده رفتند . من شب را منزل آجودانباشى ماندم . روز پنجشنبه پانزدهم صبح سوار شده آمدم منزل كشيكچىباشى با ايشان هم وداع كرده آمدم منزل . يك ساعتى در منزل بودم بعد رفتم احوال‌پرسى جناب صاحب اختيار . حاجى اسحق خان سرتيپ هم آنجا بود . نيم ساعتى نشسته رفتم منزل جناب ناظم الملك به بازديد . از آنجا برخاسته رفتم منزل جناب صديق الملك . پسرهاشان هم بودند . قدرى صحبت كرده برخاسته آمدم منزل . خسته بودم قدرى خوابيدم . بعد از خواب جناب شريف العلما آمدند . محمد حسين خان سرتيپ با دو پسر جناب لسان الملك هم بودند . حاجى شيخ جعفر و حاجى ميرزا بابا كه با مرحوم حاجب التوليه به مكهء معظمه مشرف شده بودند آمدند . قريب به غروب همه رفتند . امشب را در منزل تنها بودم . زكامى دوباره عود كرده سينه‌ام خراب شد . ميرزا عبد الكريم دوائى آورده خوردم خوابيدم . روز جمعه شانزدهم احوالم خوب نبود به جائى نرفتم . محمد حسين ميرزا غلام پيشخدمت آمد قدرى صحبت كرديم . ناهار خورديم رفت . قدرى خوابيدم . برخاستم تنها بودم . شب را هم به تنهائى