آقا سيد مصطفى تهرانى ( ميرخانى )
1
سفرنامه گوهر مقصود ( فارسى )
[ واقعات از تهران تا بارگاه رضوى ] بسم اللّه الرحمن الرحيم عاقل به كنار آب تا پل مىجست * ديوانهء پابرهنه از آب گذشت سالهاى سال بود كه در ميدان خيال ، توسن آمال مىتاختم و با حريف عشق به محبّت عتبهبوسى خانوادهء عصمت ، نرد شوق زيارت بقاع متبرّكهء ايشان را مىباختم . در عنفوان جوانى - كه ايام كامرانى است - در سنهء 1297 [ ق ] ، يك سفر به مدّت يازده ماه در آستان ملائك پاسبان گوشوار عرش اللّه ، حضرت ابا عبد اللّه - عليه السّلام - رخسارهء مذلت سوده و گوى سعادت ربودم و در سنهء 1313 [ ق ] ، مجددا اين دولت بزرگ و نعمت سترگ را بهرهمند گرديدم و در مدّت هفت ماه ، در آن مكان عرش آستان به عجز و لابه ، آب از ديدگان بر دامان ريختم و به ذيل عنايتش درآويختم . در بالاى سر آن برگزيدهء اللّه - كه محل اجابت هر دعاست - مستدعى شدم كه به زيارت عتبهء مقدسهء امام ثامن - كه ضامن حوائج هر مؤمن است - مشرف شوم . به مضمون : وَ عَسى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ « 1 » حكمت مقتضى نگرديد تا در اين اوان
--> ( 1 ) . « و چه بسا چيزى را دوست داشته باشيد و آن به زيان شما باشد » بقره 2 / 216 .