آقا سيد مصطفى تهرانى ( ميرخانى )
پيشگفتار 33
سفرنامه گوهر مقصود ( فارسى )
طرّاران روزگار زرم را بردند و زاريم را باقى گذاردند و ثروتم را چاپيدند و نكبتم را نهادند . . . » آقا سيد مصطفى مؤسس انجمن اتحاديهء اصناف بوده ، نشريهاى هم تحت همين عنوان منتشر مىكرده است . « 1 » مقدمهاى بر نظامنامهء انجمن به قلم ايشان در بخش ضميمهء كتاب آمده است كه اهداف انجمن را روشن مىسازد . حاج مهديقلى هدايت - مخبر السلطنه - در كتاب خاطرات و خطرات مىنويسد : « صد و سى انجمن طهران به صورت ، سنگ مشروطيت به سينه مىزنند لكن . . . قصد ، آشفتن اوضاع براى تخريب مجلس است . » ولى « انجمن اصناف از انجمنهاى صالح است . » « 2 » سرودههايى از ايشان شامل مناجات و مدح و مراثى پنج تن آل عبا - عليهم السلام - به ويژه مراثى مربوط به وقايع كربلا موجود و اميد است به زودى چاپ شود . امّا روزنامهها در دسترس نيست و به احتمال زياد مانند ساير روزنامهها كه به خارج ارسال مىشده ، در آرشيو كتابخانههاى عمومى يا خصوصى خارج از كشور موجود مىباشد ، چنان كه براى مدارك و مستندات تاريخى ديگر نيز در آن ديارها اين احتمال مىرود . در ارتباط با اين مدعا نوشتهاى از سيد حسن تقىزاده ، نمايندهء دورهء اول آذربايجان تحت عنوان يادى از مجلس اوّل خواندنى مىباشد . ايشان پس از توصيف اطاق مجلس ، چگونگى نشستن وكلا و تماشاچيان ، از خادم داخلى مجلس ، تعداد نمايندگان ، تعداد و ساعات جلسات مجلس در هفته ، اسامى ناطقين به ترتيب ركورد نطق ، ياد نموده و سپس چنين مىنگارد : « . . . يك روز در سفارت لندن نشسته بودم كه يك نفر از اهالى لندن تقاضاى ملاقات كرد ، وارد شد و خود را به نام الدريد معرفى كرد . مردى بود كهنسال و از عجايب اينكه
--> ( 1 ) . ر . ك : تاريخ جرائد و مجلات ايران ، ج 1 ، ص 239 ؛ ج 2 ، ص 50 و حيات يحيى ، ج 2 ، ص 136 . ( 2 ) . خاطرات و خطرات ، ص 159 ، ص 166 .