آقا سيد مصطفى تهرانى ( ميرخانى )
پيشگفتار 24
سفرنامه گوهر مقصود ( فارسى )
نويسنده نزديك به شش صفحه در مورد وضعيت چين و ژاپن و برخوردهاى اين دو كشور با غرب براى مقايسه با موقعيت ايران و چشمداشت غرب به منافع ايران شاهد مثال مىآورد ، تا هشدارى براى تعيين روش ، در سياست خارجى باشد . و پس از آن به نقل تحليل و ارزيابى اوضاع ايران و سياست خارجى آن ، از زبان يكى از علما و سپس از زبان يكى از تجار مىپردازد . گاه نيكىهاى غرب و تربيت غربى را ستوده و گاه با نقد و بررسى ، بدىهاى غرب و پيروى از آنها را نكوهش مىكند ، يعنى ابتدا از روش آنها در مسائل اجتماعى و حكومتى خودشان تعريف كرده و بعد نحوهء برخورد آنها با كشورهاى ديگر و فريب و سالوس آنها با ديگران را مذمت مىنمايد . در هر مطلبى كه مىآورد دليلى هم براى آن ارائه مىدهد ، براى نمونه : « . . . نواحى خراسان الى ماواء النهر در قديم الايّام مردمان جنگجو و متهوّر بسيار داشت چنانچه از تواريخ معلوم مىگردد كه چه بسيار از سلاطين ايران از اين قطعه خاك حركت و عالمگيرى نمودهاند . امّا آن زمان استعمال ترياك نبود . برعكس ، حال به واسطهء استعمال ترياك چنان فتوّت و مروّت و همّت و حميّت و غيرت و آدميّت از ميان ايشان رفته كه حفظ ناموس خود را نمىتوانند بنمايند . . . » « 1 » و در صورت نداشتن دليل ، آن را بيان مىدارد . براى مثال در زيارت « قدمگاه » حالتهاى عاشقانهء خود را ، شعرگونه توصيف كرده ، اما بعد ، يادآورى مىكند كه « اگرچه معروف آن است كه آن سنگ ، جاى پاى سلطان سرير ارتضا على بن موسى الرضاست ، ولى چون مرا در اين مسأله بيّنه و برهانى نبود ، تأمّل كردم . . . » كه اين موضوعها و نمونهها به عنوان طرحوارهاى از تصوير پرنقش كتاب ارائه گرديد . ضمنا به نظر مىرسد نويسنده طرحى نيز براى تنظيم كتاب خود در نظر داشته است زيرا پس از نوشتن ماجراى صيغه كردن ، چنين مىنگارد : « اگرچه اين مزخرفات را
--> ( 1 ) . « . . . هيچوقت خراسان در راه مشروطيت قدم مؤثرى برنداشت و مشروطهخواهان حقيقى آن سامان نفوذى نداشتند . . . » . « تاريخ انقلاب مشروطيت ايران ، ج 2 ، ص 266 »