آقا سيد مصطفى تهرانى ( ميرخانى )
پيشگفتار 20
سفرنامه گوهر مقصود ( فارسى )
فرمودند : « بعضى مطالب آن درست نيست نوشته شود » . عرض كردم : « اگر منظورتان وصف شب زفاف با زن صيغهاى است ، قسمتهايى را كه بسيار بىپروا نوشته شده ، مىتوان حذف كرد ، اما باقى ماندن بعضى از قسمتهاى ديگر آن ، نه تنها اشكالى ندارد ، بلكه از جهاتى ممكن است مفيد باشد و قابل تأمّل براى روانشناسان و جامعهشناسان ! زيرا صيغه كردن يك عمل فردى نيست كه باعث هتك حرمت ايشان يا بدآموزى ديگران گردد . تصويرى كه در اين كتاب آمده ، تصويرى از نيازهاى مادى - عاطفى گوناگون زن و مرد و هم مكر و جهالت عدهاى از آنهاست كه ايشان تفكرات خود را در مورد زنان مختلف به راحتى بيان كردهاند : در برخورد با شجاعت ، با حيا و عفت ، با زيبايى ، با تيزبينى و استدلال و با كاسبى زنان ! و اگر از جهات فنى ديگر مىفرماييد ، مثل هر اثر ديگرى نقد و بررسى خواهد شد . بخصوص كه اين كتاب ، نگاه توأم با نقد و بررسى به هر چيز را ، بيش از هر چيز ديگر نشان مىدهد . به علاوه اگر اجازه بفرماييد چند نفر ديگر نيز آن را ببينند و نظر خود را بگويند » . نگاه ايشان به پرگويىهاى من خنديد و لبانشان بسته ماند و من اين سكوت را علامت رضايت يافتم ! البته بعدها هنگام آماده كردن كتاب براى چاپ ، متوجه گفتار حكيمانهء ايشان شدم چون مؤلف در بعضى مواقع چنان بىپروا جهالت مردم را تصوير مىكند كه ظاهرا زيان آن بر سودمندىاش مىچربد و به همين جهت موارد حذف ، به صورت نقطهچين اضافه گرديد . اين يكى از قانونهاى تاريخ است كه تنديهاى دور از معيار ، ناشى از خوى انقلابى اصلاحطلبانى است كه تحتتأثير پيشآمدهاى ناگوار پىدرپى ، مشت محكم خود را علاوه بر دشمن بر قربانيان دشمن نيز مىكوبند و سرانجام يك مشت دردناك بر ايشان باقى مىماند .