آقا سيد مصطفى تهرانى ( ميرخانى )

پيشگفتار 17

سفرنامه گوهر مقصود ( فارسى )

كسانى كه مخالف پيشرفت و تمدّن مملكت بودند با دو نفر ديگر ، حاج ربيع آقاى اتحاديه و حاج عباسقلى آقاى بازرگان تبريزى شريك شدند و اوّلين كارخانهء صابون سازى را در بريانك تأسيس كردند . كارخانه در حوالى جى و بريانك و درواقع كمپانى بود و از اولين كارخانه‌هاى بعد از مشروطيت به شمار مىرفت و كار آن نگرفت ؛ زيرا مخالفين مىگفتند : « روغن خوك را آورده‌اند و دارند صابون‌پزى مىكنند . » چنان كه نجس بودن بهترين كارخانهء قند كهريزك را انگليسىها شايع كردند و چند نفر هم ، فتواى نجس بودن آن را دادند و به اين ترتيب هر دو كارخانه تعطيل شد . بعد از تعطيل كارخانهء صابون‌سازى ، در دالان ملك مشغول تجارت شد . يكى ديگر از كارهايش اجاره كردن ده درسن‌آباد نزديك حضرت عبد العظيم بود كه در آن زراعت مىكرد . بعدها وارد كار تجارت چوب شد . در خيابان شاهپور ، كاروانسراى جلوى يخچال را اجاره كرده بود و الوار چوب گردو و چوب تبريزى و غيره را معامله مىكرد و يك كارگاه حصيربافى براى پوشش سقف ، ضميمهء كارش بود . وقتى رضا شاه گفت : بايد عمامه‌ها را بردارند « 1 » . او نيز گفت : تا زنده‌ام زير بار كلاه پهلوى نمىروم و تا زمان مرگم بايد عمامه داشته باشم . آن‌وقت تمام چوبها و كارگاه حصيربافى را به داماد برادر خود [ شادروان ] آسيد عبد الوهاب فروخت و ثروت خود را نزد [ پسر ارشد خود ] دكتر [ سيد ذبيح اللّه ] ميرخانى گذاشت كه هر ماه مقدارى پول برايش بفرستد . و گفت : ديگر نمىتوانم تهران بمانم بايد به كربلا بروم و كارم را نزد امام حسين - عليه السلام - به سامان برسانم و خطاهايم را جبران كنم . بعد عازم سفر حج شد « 2 » و پس از انجام مناسك حج به كربلا رفت و نامه نوشت كه ما

--> ( 1 ) . 6 آذر 1307 شمسى قانون توحيد لباس در طى چهار ماده به تصويب مجلس شوراى ملى رسيد . « از مشروطه تا جمهورى ، ج 2 ، ص 87 » ( 2 ) . سال 1307 يا 1308 ش يا 1349 ق ؛ تقريبا بيست و سه سال پس از نوشتن اين سفرنامه .