احمد مجد الاسلام كرمانى
63
سفرنامه كلات ( فارسى )
و اگر واضع آن مخلوق باشد باسم همان واضع نام مىبرند مثل كد ناپلئون و غيره و هر دو ناچار بمناسبت حال و مزاج و محل و دماغ اهالى وضع شده و قانون الهى البته مطابق احكام فطرت و مبنى بر اصول عدالت است اما قانون مخلوق هم ممكن است عادلانه وضع شده باشد ولى در هر صورت خواه ظالمانه و بر خلاف مقتضيات طبيعت و خواه عادلانه ناچار بايد انطباق و اطراد داشته باشد و الا هيئت قانونيت نميكرد و سمت رسميت نپذيرد و صد هزار درجه قانون ظالمانه مطرده بهتر است از قانون عادلانه عالما نه غير مطردهء زيرا كه در صورت اطراد هر قدر مبنى قانون ظلم و بيداد باشد باز تكليف تمام افراد معين خواهد بود و انسان همين كه تكليف اخرى خودش را دانست و نيز دانست كه اين حكم ظالمانه انحصار به او ندارد بلكه شاه و گدا در او مساوى هستند البته تمكين و اطاعت مينمايد بلكه راحت مىشود و همين است معنى كلمه جامعه حكيمانه كه گفتهاند ( ظلم باالسويه عدل است ) و نيز معنى و مقصود از اين جمله نيز مفهوم مىشود ( البلية اذا عمت طابت ) و براى فهم مردم مثالى ساده نقل مينمائيم ، اگر از طرف حكومت مقتدره حكم شود از هر نفسى از محكومين ده تومان بناحق گرفته شود حتما اين حكم را هم مراعات و اطاعت نمايند و بدون شبهه و ترديد بگيرند و از احدى عذر نپذيرند تا آنكه حكم شود بعضى از مردم ده تومان بدهند البته حكم اولى بمراتب بهتر از ثانى است چرا كه ميانه احدى از احاد فرق نميگذارند و تمام افراد را مساوى ميپندارند و تكليف همه معلوم است كه بايد ده تومان بهر وسيله كه باشد حاضر نموده تقديم كارپردازان حكومت نمايند و نظام عالم از اين حكم ظالمانه برهم نخواهد خورد اما حكم دوم نظام عالم را برهم مىزند زيرا كه همه يا اغلب مردم بعنوان و اميد اينكه شايد قرعه سعادت بنام آنها بيافتد و از اشخاصى باشند كه ده تومان قسمت آنها شود دست از كار و كسب خود ميكشند و ضرر معلوم را باعتبار نفع موهوم تحميل