احمد مجد الاسلام كرمانى
44
سفرنامه كلات ( فارسى )
و آقا سيد جمال « 1 » واعظ و حاجى شيخ « 2 » محمد واعظ و شيخ مهدى واعظ
--> ( 1 ) سيد جمال واعظ متولد 1279 متوفى 1316 ه ق واعظ و خطيب آزاديخواه و معروف در اوايل انقلاب مشروطيت ، پسر آقا سيد على عاملى ، وى در همدان متولد و چون در اصفهان متوطن و شهرت يافت به اصفهانى معروف شد . وى در اواخر عهد مظفر الدين شاه در بلاد مختلف . از شيراز و اصفهان و تبريز و مشهد و تهران حتى در كربلا و نجف بوعظ ميپرداخت و در هنگام ظهور فكر مشروطيت بآزادى طلبان پيوست و در منابر و مجالس بىپروا غالبا از منافع آزادى و از مضار استبداد سخن ميراند و بواسطه قدرت بيان و طلاقت لسان سخن او در عامه تأثير و نفوذى تمام داشت . علاوه بر آن مقالاتى نيز با امضاى مستعار در روزنامهى حبل المتين و روزنامهى مظفرى مينوشت ، و يك چند نيز مواعظ و خطابههاى او به صورت روزنامه « بنام جماليه » منتشر ميگشت و بهر حال سخنان او در بيدارى عامه و در مبارزه با مظالم استبداد تأثير و نفوذى تمام داشت . وى كتاب رؤياى صادقه را در بيان مظالم ظل السلطان و علماى اصفهان بكمك ملك المتكلمين و دو تن ديگر نوشت و كتابى نيز بنام « لباس التقوى » در فوايد ترويج پارچههاى وطنى تأليف نمود سيد جمال در تهران همواره بمبارزه با استبداد و تقويت مشروطه خواهان اشتغال داشت تا آنكه در سنهى 1326 ه ق كه محمد عليشاه مجلس را بتوپ بست و بساط استبداد را از نو زنده كرد و يك عده از آزاديخواهان را بزنجير كشيد وى مخفيانه از تهران به قصد همدان بيرون آمد اما در راه دستگير شد او را به بروجرد بردند و آنجا به امر امير افخم همدانى مقتول شد و قبرش در آنجا هنوز باقى است « صفحه 747 كتاب دائرة المعارف فارسى » ( 2 ) . . . اما مقام دوم كه تبعيد و نفى و تفريق آقايان باشد چون محتمل است موجب بلوا و شورش گردد مقدمتا شروع نمود به تبعيد اشخاصى كه اطراف آقايانرا دارند و صورتى داد با عظام الممالك كه متجاوز از صد نفر را نوشته بودند كه از آن جمله بود حاج شيخ محمد واعظ كه از واعظين بزرگ و مقدسين از اهل منبر بوده كه مدتى در مهاجرت صغرى در زاويه مقدسه حضرت عبد العظيم در بيدارى مردم سخن ميراند و نطق ميكرد در اين ايام هم كه ايام وفات صديقه كبرى فاطمه زهراء دختر پيغمبر خداست در مجالس روضه و مصيبت در بالاى منابر صريح و آشكار بر ضد عين الدوله نطق مىكند اگرچه بعضى از عقلاء كه اطراف عين الدوله بودند و بشيخ واعظ ارادتى داشتند قصد عين الدوله را با آقايان اطلاع داده و در شبها حاج شيخ محمد واعظ در خانه خود نميماند و از صدماتيكه باهل و عيال « مهدى گاوكش » وارد آمده بود حاج شيخ واعظ بىميل نبود كه او را در روز و در خارج خانه خود بگيرند ، اگرچه عين الدوله در اين مقام خبط خطاى بزرگى كرد كه مانند مهدى گاوكش شخصى را در شب ميگيرند كه اگر در روز هم او را ميگرفتند احدى در مقام معاونت او و ممانعت مأمورين دولت برنمىآمد ولى مثل حاج شيخ محمد واعظ كسى را هم كه از علماء -