احمد مجد الاسلام كرمانى
536
سفرنامه كلات ( فارسى )
خود را در آن اقدام مشاهده نمايند بعلاوه در آنعصر معاهدات امروزى در ميان نبود و دول فرنگ چندان نفوذى در اين مملكت نداشتند و تجارتشان هم تا اين حد وسعت نداشت ، كه در ايران رواج آن را بخواهند ، اتصال آنها هم مثل امروز نبود راه آنها هم تا اين درجه باز نبوده مجملا اينهم اسباب استقلال سلطنت نادر شاه و خانوادهاش نشد و بقول حكما دليل امكان وقوع است و همه ديدند و شنيدند كه بعد از كشته شدن نادر و برچيده شدن اساس خانواده او نه دولت عثمانى به آنها اعانت كرد نه ساير دول ، بلى اگر ملت را نرنجانيده بود ممكن بود مردم داخله به آنها معاونت نمايند و نگذارند به اين عجله مقهور زنديه شوند ، اما چون مردم ايران آنها را دشمن مذهب خود ميدانستند ابدا اعتنا به آنها نكرده و آنها را به حال خود واگذاشتند بلكه تا حدى بر قباى آنها كمك دادند . عقلا و ارباب اطلاع به خوبى ميدانند كه منشاء تمام محاربات كه از اول عالم تا يكقرن قبل از اين در بنى آدم واقع شده يا فقط عنوان مذهبى بوده و يا لا اقل آلوده بعلاقه مذهبى بوده و لازم نيست براى اين مطلب اقامه براهين كنيم و همان فتوحات اوليه اسلام شاهدى بسيار بزرگ است و نكته علميهاش هم بر اهل دانش واضح است كه جان دادن كار مشكلى است و تا در مقابل او چيزى بهتر و عزيزتر نباشد كسى اقدام در كشتن و كشته شدن نخواهد كرد و آن چيز عزيزتر حيات جاويدانى و سعادت ابدى است كه مذهب آن را ثابت كرده است بلى از يكقرن به اين طرف عقلاى عالم كلمه ديگر اختراع كردهاند كه اگر اثرش زيادتر از كلمه ديانت نباشد حكما كمتر نخواهد بود و بيك ملاحظه قدرش زيادتر است چرا كه اهميت دارد مثلا بعنوان ديانت فقط متدينين در جانبازى حاضر ميشدند ولى با اين عنوان جديد الاختراع تمام مردم و اثر كلمه ديانت بيشتر در قلوب عوام الناس و طبقات متوسط است ولى اثر اين كلمه بيشتر در قلوب دانشمندان و طبقات عاليه است و بالاخره آن كلمه كلمه ( وطن است )