احمد مجد الاسلام كرمانى
533
سفرنامه كلات ( فارسى )
مىآوردند از آنجا كه تكبير ايشان بيهوده و بىمعنى است مخصوصا امر و مقرر ميداريم كه خوانين صاحب طبل و علم در اينموقع جز حمد نعمات پادشاه حقيقى به زبان نياورند و عموم رعايا اطاعت اين احكام و اوامر را بر عهده شناسند و هركس از آن تخلف ورزد مورد غضب شاهنشاه خواهد شد . بتاريخ شهر صفر المظفر 1149 » . اين فرمان اسباب مسرت عده كثيرى از اهالى ايرانشد زيرا كه نصف از مردم در آن تاريخ سنى مذهب بودند و نصفى ديگر شيعه و مخصوصا نوكر و سپاه بسيار خوشحال شدند زيرا كه بيشتر آنها سنى بودند و بدينواسطه بر فدويت آنها نسبت به نادر شاه افزود ، اگرچه اين اقدام به نظر مخالف صلاح مملكتدارى ميآيد ولى براى استقرار نادر شاه و اولاد او بر تخت سلطنت ايران جز اين وسيلهاى به نظر نمىآمد ، كه گذشته بر اين خيالاتيكه نادر شاه نسبت بممالك همجوار ايران داشت خيلى مفيد بود ، زيرا كه مذهب ممالك همجوار طريقه سنت است كه حسب الامر در ايران برقرار شد . بارى چندى بعد از آنكه نادر شاه بسلطنت منتخب و اعلام شد به قزوين آمد در آنجا رسوم تاجگذارى سلاطين ايران مفصلا معمول افتاد و شمشير سلطنت بكمر بست و تاج بر سر گذاشت و برسم معمول قسم خورد كه بر وفق شريعت مطهره حكمرانى نمايد و ايرانرا از تمام دشمنهايش حفظ كند و از آنجا با سپاه خود به اصفهان آمد و چندى در آنجا توقف كرد و تهيه عزيمت بسوى قندهار را ديد و اوقاتيكه در اصفهان بود دول همجوار رسم تهنيت بجاى آوردند پادشاه عثمانى او را بسلطنت ايران شناخت و از اينكه مذهب اهل سنت را در ايران برقرار كرده و طريقه سابق را تصويب ننمود به او تبريك گفت . نادر شاه تهيه اردوى كافى ديده بعزم قندهار از راه كرمان روانه شد و قبل از آنكه شرح مسافرت نادر شاه را بقندهار و محاصره آن و رفتن بهندوستان و تشريح اسباب فتح آن مينگاريم لازم است كه چند كلمه تحقيق در اين مطلب