احمد مجد الاسلام كرمانى
531
سفرنامه كلات ( فارسى )
سنه 1348 هجرى بسلطنت ايران برقرار شد و به اسم نادر شاه موسوم گرديد و سكه بنام او زدند در يكطرف سكه اينطور نقش بود ( سكه برزكرد نام سلطنت را در جهان ) ( نادر ايران زمين و خسرو گيتىستان ) در طرف ديگر « الخير فيما وقع » بعد از آنكه مدت سه روز از كسانى كه حاضر شده بودند با شكوه و جلالى تمام مهمانى كرد همه را خلعت داد و مرخص نمود و با همه بطور مهربانى رفتار كرد مگر با علماء كه ميدانست بواسطه قتل رئيس آنها و بواسطه خيالى كه در تغيير مذهب هست آغاز خصومت سخت به او كردهاند ولى براى اينكه سد راه اصرار آنها را بكند نزد رؤساى آنها فرستاد و سئوال كرد كه منافع گزاف اوقاف را بچه مصرف ميرسانند جواب دادند كه : « بمصارف معينه موقوفه از قبيل وظيفه علما و طلاب و نگاهدارى مدارس و مساجد متعدده ميرسد و در مساجد هر روز و هر ساعت به فتح و نصرت پادشاه و آبادى مملكت دعا ميكنند » . نادر شاه در جواب گفت : « بتجربه معلوم شده است كه دعاهاى شما مستجاب نميشود زيرا كه مدت پنجاه سال ملت ايران و شيعه در تزلزل و بالاخره بواسطه غلبه دشمن از خارج و انقلابات داخله مملكت خراب شده تا اينكه به اسباب الهى فتح و فيروزى قشون من باستخلاص ايران رسيده موفق و حال تمام قشون من براى حفظ مال و عظمت ايران جان خود را فدا مىكند و اين طلاب بيچاره يعنى سربازهاى بىچيز بايد بوسيلهء رفع احتياج آنها بشود لهذا ميل ملوكانه ما بر اين است كه تمام املاك موقوفه و منافع آنها ضبط شود و بمصارف قشون برسد » . اين حكم مجرى شد و بتحقيق قريب هيجده كرور تومان در سال از اوقاف عايد مىشد و علما از اين كار خيلى متغير بودند و بقدريكه توانستند كوشيدند كه قشون و رعيت را بشورانند ولى نصف بيشتر قشون نادر سنى بودند و جز تمسخر به احكام آنها كارى نكردند و رعيت هم چون ديدند به اين واسطه مبلغى از ماليات آنها تخفيف