احمد مجد الاسلام كرمانى
526
سفرنامه كلات ( فارسى )
ولى قحط سخت در ميان آنها افتاد نزديك بود تسليم شوند ، « طوپال » عثمان پاشا سرعسگر با چند پاشاى ديگر قشون كثير كه با خدمه و غيره بيش از دويست هزار بود رسيدند ، طهماسبقليخان مجبور شد از محاصره دست بردارد و با آنها بجنگد قشون ايران كه در آنوقت يكصد و بيست هزار بود چنان با قهر و غلبه حمله بردند و بطورى قدم فشردند كه نزديك بود عثمانيها را از ميان بردارند . در اين بين اسب طهماسبقليخان تير خورد مدتى پياده جنگيد تا اسب به او رسيد بيرقدار خيال كرد كشته است بيرق را برگردانيد اين عمل وحشت در قشون ايران انداخت فورا برگشتند و رو بفرار گذاشتند و هرچند طهماسبقليخان سعى كرد قشون را برگرداند ولى فايده نبخشيد ، عثمانيها با غيظ تمام آنها را تعاقب كردند و كشتار سخت نمودند و در اين جنگ شصت هزار از ايرانيها كشته شد و از عثمانيها تقريبا همينقدر بقتل رسيد ، اين شكست هركس را غير طهماسبقليخان مأيوس و نااميد ميكرد ولى همت او به هرگونه سوانح برترى داشت و تا همدان تاخت و در همدان توقف كرد ، چند روز كه ماند بيشتر از قشون او كه متفرق شده بودند به او ملحق شدند ، طهماسبقليخان به آنها گفت : « از روى تحقيق خبر دارم عثمانيها دست از تعاقبت كشيده و قشون خود را دسته دسته قسمت كردهاند كه به سهولت تحصيل علوفه و آذوقه نمايند و من مصمم هستم به آنها يك بيك حمله نمايم يا فتح كنم يا كشته شوم زيرا كه بعد از آنچه كردهايم اگر برگرديم اهل مملكت بر ما رحم نخواهند كرد و نبايد بىفتح و فيروزى داخل مملكت خود شويم و اگر بعثمانيها فرصت بدهيم تا قشون خود را جمع كنند يقينا بر ما غالب خواهند آمد » . رؤساى قشون با او هم رأى شدند و بتعجيل بسوى دشمن عطف عنان نمودند و بيك سمت از قشون عثمانيها كه طهماسبقليخان را دور ميدانستند و رسيدن او را حاضر نبودند حمله كردند ، بعد از آن دو سه دسته معتبر قشون عثمانى را متواليا