احمد مجد الاسلام كرمانى

521

سفرنامه كلات ( فارسى )

و تمام تدبيرات او بهدر خواهد رفت » . پادشاه را اين تكليف خوش نيامد و به اين خيال افتاد كه طهماسب قليخان را معزول كند ولى ديگريرا كه قابل باشد بجاى او بگذارد نديد ، از بعضى رؤساء قشون استمزاج كرد همگى را بر اين عقيده يافت كه عجالتا بهتر است با او همراهى شود ، هر وقت موقعى بدست بيايد كه خدمات او آنقدر لازم نباشد سزاى جسارت او داده شود و نيز گفته شد كه در اينوقت قشون برياست ديگرى راضى نخواهد شد ، بالاخره پادشاه تكليف طهماسبقليخان را قبول كرده ولى با كمال كراهت ، زيرا كه در تعويض چنان قدرت بنادر واقعا تاج و تخت را از دست داد سهل است بر اين اكتفا نكرده و امتيازات ديگر بر آن افزود او را سردار كل و بيگلربيگى خراسان كرد و عمه خود را به او تزويج نمود ، بعد از ظهور اين مراسم كامله ، طهماسب قليخان اظهار جان نثارى در خدمت مينمود و براى اينكه صداقت خود را بعالم ثابت نمايد ، در وسط زمستان با قشون بتعاقب افغان حركت نمود ، افغانها چون ديدند بعد از حركت از اصفهان كسى دنبال آنها را نگرفت زمستان را در شيراز توقف كرده و آن مملكت را بانواع بسيار بد تاخت و تاراج و خراب كردند ، سه هزار قشون طهماسب قليخان در راه از سختى فصل تلف شدند ولى چون حركت او بجنوب بود روزبروز هوا معتدل‌تر ميشد ، همين كه قشون ايران نزديك شيراز رسيد اشرف و اتباع او بيرون آمده و يك بار ديگر مصمم شدند كه بخت خود را در جنگ بيازمايند ، چند ساعت سخت كوشيدند و بالاخره منهزم شدند ، بيشتر خزانه بلكه عيال و اطفال خود را بجا گذاشته فرار كردند ، قسمتى قوى از قشون ايران بتعاقب آنها مأمور شد جمعى از آنها اسير و گرفتار شدند ، اشرف با هزار و پانصد نفر مستقيما رو « بقندهار » آورده در راه جمعيت از دور او متفرق شدند چند نفر بيشتر با او نمانده بود كه دسته بلوچ ناگهان بر او حمله بردند با اين عده معدود قليل دليرانه و از جان گذشته جنگيد ، چون عدد دشمن غالب بود