احمد مجد الاسلام كرمانى

519

سفرنامه كلات ( فارسى )

آنها كشته شده بودند ولى از افاغنه ده هزار نفر به قتل رسيد و بهترين صاحبمنصبان آنها در آن ميان بود ، بعد از اين جنگ اشرف بجانب اصفهان فرارا معاودت نمود و بيش از يك ثلث از قشون با او باقى نماند عده كثيرى بخصوص ايرانيان كه در خدمت او بودند بعد از آن جنگ فرار كردند ، شاه طهماسب در اين جنگ حاضر بود رفتار و شجاعت سردار خود را براى العين ميديد به او گفت كه جايزه لايق قبول تو جز اسم خود ندارم ، حكم كرد كه نادر را طهماسبقليخان بخوانند از اين به بعد تا وقتى كه بسلطنت ميرسد نادر را طهماسبقليخان ذكر خواهيم كرد ، در اين تاريخ بعد از آنكه قشون قدرى در دامغان آسود ، طهماسبقليخان به سمت اصفهان حركت نمود ، افاغنه چون نزديك شدن او را شنيدند از قلعه جائى كه در آنجا ساخلو داشتند رو باصفهان فرار كردند و اغلب جاها ايرانيها از آنها كشتند و همه‌جا مردم اظهار انقياد بشاه طهماسب نمودند و هرچه توانستند جمعيت و نقد براى طهماسبقليخان فرستادند ، بطوريكه وقتى بكاشان كه چهار منزلى اصفهان است رسيد قشون او چهل هزار سوار و پياده بود ، افاغنه در شهر آذوقه زياد جمع كرده و مصمم بودند كه تا جان دارند در دفاع بكوشند ولى سردار آنها اشرف صلاح چنان ديد كه قبل از آنكه محصور شود جنگ ديگرى بكند ، بنابراين بقدريكه توانست قشون مهيا كرد به قدر سى هزار افغان دره‌گزى و هزاره و ايرانى و غيره بيشتر حاضر نتوانست نمود ، بمورچه‌خوار كه قريب ده فرسخ از شهر مسافت دارد حركت كرد و در آنجا اردو زده منتظر ورود طهماسبقليخان شد چون طهماسبقليخان بدان حدودى كه منتظر بود نرسيد ، فرصتى يافته دست انتقام به روى ايرانيها كه در اصفهان و اطراف بودند گشودند ، اول حكم كرد اعيانرا بكشند بعد هركسى را در كوچه به‌بينند به قتل برسانند ، در مدت بيست روز يك نفر مرد اصفهانى ديده نميشد ، مگر زنها كه براى تحصيل قوت و آذوقه بيرون مىآمدند ، آخر طهماسبقليخان بمورچه‌خوار ( مورچه خورت ) رسيد با افاغنه جنگيد و ظفرى نمايان يافت ، هفت هزار نفر