احمد مجد الاسلام كرمانى

502

سفرنامه كلات ( فارسى )

آنجا محصور باشند و ابدا نتوانند از آنجا بيرون بروند ، هرگز گرفتار قحط و غلا نميشوند و هميشه به قدر كفايت همه قسم آذوقه دارند بعلاوه مركز كلات طورى اتفاق افتاده كه در اندك زمانى ممكن است از طوايف مختلفه جلاير و افشار و تركمانان و كردها و غيره هم قشونى به اندازه دويست هزار نفر مرتب نمود و قلعه آن طورى مستحكم طبيعى است كه هيچ قشونى با هيچ قسم اسلحه نميتواند بفتح آنجا موفق شود و فرضا پانصد هزار نفر در اطراف قلعه مهياى تسخير قلعه باشند از پانصد نفر تفنگدار عاجز خواهند شد ، اين بود كه نادر شاه افشار كه در فنون جنگى از سرداران بزرگ عالم و تالى اسكندر و آنيبال و ناپلئون شمرده مىشود در كلات بناى عمارات گذاشت و هميشه يكدسته قشون منظم در آنجا ساخلو داشت كه هر وقت لازم شود آنها را به طرف افغانستان و حدود تركستان مأمور كند يا اگر افاغنه ، به هواى تسخير خراسان حركت كنند اين دسته قشون از كلات سه روزه خود را بمقابل آنها برسانند و اگر يكوقتى روسها بخواهند از درياى خزر بسواحل بحر خزر حمله كنند ، همين قشون ساخلو سه روزه ، جلوگيرى از آنها خواهند كرد و هرگاه تركمانان يموت و كوكلان جنبشى كنند ، از كلات در ظرف بيست و چهار ساعت قشون بتأديب آنها خواهند رفت و بالاخره نه تنها در ايران چنين نقطه به اين اهميت يافت نميشود بلكه در تمام دنيا قلعه به اين استحكام و به اين اهميت موقع و مقام پيدا نخواهد شد ، اين است كه مورد توجه شاهنشاه نامدار ايران نادر شاه افشار شده بود و گويا به همان ادله كه ذكر كرديم امروزه از نظر دولت عليه ايران افتاده ، چرا كه نه در افغانستان مستملكاتى دارند ، نه در ماوراء النهر تصرفى و نه تراكمه تسلطى و محافظت خراسان را هم به حضرت على ابن موسى الرضا عليه السلام واگذار كرده‌اند ، از سواحل بحر خزر هم ، فقط مازندران و گيلان و استرآباد در تصرف ايران باقى است ، آن هم بطهران نزديك‌تر است تا بكلات ( تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل ) و ما