احمد مجد الاسلام كرمانى
492
سفرنامه كلات ( فارسى )
بيك مطلب است و گمانم اين است بتوانم در ضمن چند سطر تمام اين مشكلات را حل نمايم و اگرچه در ضمن فصول گذشته پارهاى عناوين راجع به اين مبحث نوشته شده ولى بطور ابهام بوده و اينك در مقام توضيح برآمده مينويسم : سياسيون عالم به خوبى ميدانند كه دولت روس از زمان « امپراطور » بزرگ روسيه پطر كبير كه يكى از سردارهاى نامى دنيا و از اشخاص اوليه عالم محسوب است به خيال تسخير هندوستان افتاد ، يعنى بعد از آنكه دانستند توسعه روسيه از طرف اروپا گرفتار اشكالات بسيار خواهد بود و حرص جهانگيرى « پطر كبير » چنين اقتضا داشت كه دولت روسيه را بزرگترين دول عالم مقرر دارد چنان كه در حيات خودش هم تا يكدرجه موفق بانجام اين مرام شد ولى به آن درجه از مستملكات كه تحصيل كرده بود از قبيل « بولونى » و غيره و غيره قناعت نكرد و ميخواست يك مملكت بسيار وسيعى را ضميمه دولت روس بنمايد ، كه هم محل تجارت روسيه باشد و هم نماينده اقتدار و اعتبار دولت روس شود ، از اينجهت اراده كرد هندوستانرا از تصرف انگلستان خارج نموده ضميمه مستملكات روس نمايد ، ولى در حيات خودش بواسطه محاربات عظيمه كه با دول مجاوره عموما و دولت عثمانى و سوئد و نروژ خصوصا داشت موفق بانجام اين مقصد نشد ، اما تا دم آخر زندگانى خود اين نقشه را فراموش ننموده و در وصيتنامه خود سلاطين عظيم الشان روسيه را بر اين عزم وادار كرد بلكه جانشينان خود را جدا مصمم انجام اين نقشه فرمود . ناپلئون اول فرانسه هم مدتى به همين خيال بود حتى آنكه ، به همين خيال بمصر رفت و تا اينجا هم حاضر شد كه باتفاق دولت روس بر هندوستان چيره شود ولى اقتدار بناپارتى به زودى بهم خورد و بعد از او جانشينان او بواسطه شورش دائمى داخلى موفق نشدند كه آن نقشه را بپايان برسانند . اولين نقشه دولت روس اين بود كه از راه تركستان و بخارا بهندوستان برود و به همين ملاحظه خوارزم را تصرف كرد