احمد مجد الاسلام كرمانى

440

سفرنامه كلات ( فارسى )

شرح اين هجران و اين خون جگر * اين زمان بگذار تا وقت دگر بارى به قدر يكساعت در « سربند » پياده شده تماشاى عظمت بنا را ميكرديم و بر روان بانى او آفرين گفته و فاتحه ميخوانديم . بعد سوار شده مراجعت نموديم . در وقت مراجعت بنده به منزل رفيقم رفته ملاقاتى با او كرده رفيقم خبر داد كه يك نفر از رعاياى كلات را بقاصدى فرستاده است بدر « بند نقطه » كه نوكرش را خبر كند تا مالها را برداشته بياورد و ميگفت فردا مالها حاضر خواهند بود كه تا « دوشاخ » ما را برساند و چون از كلات تا « دوشاخ » سه چهار فرسخ زيادتر راه نيست ممكن است يك دفعه او با آقا ميرزا آقا برود و مجددا مالها را برگردانند تا من بروم ولى من گفتم لازم نيست ما از هم جدا شويم ، يكى دو رأس اسب از حاكم امانت ميگيريم و يك نفر همراه ما ميآيد و مالها را از دوشاخ برميگردانند و قدرى با او صحبت كرده بالاخره گفتم ، فردا روز آخر قرارداد است . اگر تلگراف ما نرسيد شما برويد و در « عشق‌آباد » منتظر ما باشيد . رفيقم اصرار ميكرد كه من عجله در رفتن ندارم بلكه ميل هم ندارم دست خالى بروم و نهايت آرزويم اين است كه در خدمت شما « بعشق‌آباد » بروم كه اعضاء انجمن در انتظار ما هستند ، مخصوصا سه روز قبل كاغذى به آنها نوشته از وقايع اطلاع داده‌ام و نوشته‌ام تا روز بيست و هفتم حتما با آقايان خواهم آمد .

--> - هجرى قمرى وزير مختار آمريكا در ايران بوده است در كتابى كه بنام « ايران و ايرانيان » نوشته درباره يحيى خان معتمد الملك كه بعدها به مشير الدوله لقب گرفت چنين مىنويسد : « در ماه ژوئن 1885 ( رمضان 1302 ) يحيى خان مشير الدوله كه چند سال در شغل وزارت عدليه برقرار بود بطور اكراه استعفا نمود ، گويند جهت امر آنكه وقتى در سال ( 1301 ) پس از فوت ميرزا سعيد خان وزارت امور خارجه تعلق به كسى نداشت مشير الدوله مدعى آن شد و چون ادعاى او پيشرفت نكرد از اين شغل نيز استعفاء كرد . مشير الدوله به هواخواهى روس مشهور است گويا به همين جهت بود كه بوزارت امور خارجه منصوب نگرديد بعضى اخبار شايع بود كه دولت روس بعنوان قرض شيرينى بزرگى به او داده است » . م - خ