احمد مجد الاسلام كرمانى

435

سفرنامه كلات ( فارسى )

شروع كردم بمقدمات مطلب و تقسيم دول روى زمين بمشروطه و مستبده و جمهورى و اثبات آنكه جمهورى و مقننه طرفين افراط و تفريط است و حد اعتدال و وسط همان دولت مشروطه است و شرحى معرفى از دولت مشروطه نموده و ترتيبات آن را مطابق با قواعد دين مقدس اسلام كردم و بعد بشارت دادم كه دولت ايران از همت علماء اعلام و حجج اسلام مشروطه شده و تلگرافات را بلند قرائت كردم ، راستى اين مردميكه ابدا نميدانستند مشروطه چيست و مقننه كدام است ؟ حالا حالت وجد و نشاطى پيدا كرده‌اند و بدستور العمل من فرياد « زنده باد شاهنشاه ايران » « پاينده باد مجلس شوراى ملى » زنده باد علماء اسلام كشيدند و بعد از پائين آمدن من يك مرتبه تمام حاضرين به طرف من آمده با من مصافحه كردند بعد هم با خان حاكم و سايرين و مثل روز عيد همه با يكديگر مصافحه كرده ، مبارك باد گفتند ، آنوقت بامر حاكم دوباره هركس بجاى خودش نشسته شيرينى و ميوه آوردند ، زنهاى اندرون حاكم مردمان با سليقه‌اى هستند ، چندين قسم شيرينى خانگى مثل « گوش فيل » و « سوهان » و « باقلوا » و غيره هميشه ميپزند و ميسازند و دو سه مجموعه از آنها آوردند دو سه مجموعه هم هندوانه و خربزه و انگور كه معلوم بود براى تشريفات امروز عصر « محراب الملك » تحصيل و حاضر نموده است . بارى خوردن شروع شد قدرى هم بزنها داديم ، سربازها هم آمدند و سهم خود را جمع كرده بردند و خوردند ، بعد از ختم مجلس مردم دسته‌دسته متفرق ايستاده و مطالب سياسى ميگفتند ، يكوقت صداى يك نفر سرباز را شنيديم كه جمعى را دور خود جمع كرده و براى آنها خطابه ميخواند و بالاخره گفت معنى مشروطه اين است كه از امروز ببعد صاحب منصب نميتواند دينارى از مواجب ما را بخورد و هكذا سپه سالار هم نميتواند از مواجب سرهنگ و صاحب منصبان بخورد ، صداى احسنت از ماها بلند شد بارى به قدر ده بيست عدد چراغ هم از اطراف پيدا