احمد مجد الاسلام كرمانى
428
سفرنامه كلات ( فارسى )
شاه كه خبر از مشروطه شدن دولت عليه ايران ميداد و ما عين آن دو تلگرافات را در فصل مخصوص راجع باخبار طهران نقل مينمائيم . در اين موقع نهار ( ناهار ) آوردند و شروع كرديم به خوردن نهار ( ناهار ) و قريب يك ساعت در سر نهار ( ناهار ) صحبت كرديم و اظهار بشاشت نموديم بنده بخان حاكم گفتم : از تلگراف مشير الدوله معلوم مىشود كه در تمام ايران امشب را چراغان ميكنند و جشن رسمى منعقد مينمايند تكليف جنابعالى هم همين است كه امروز عصر را از خيال رفتن « بسربند » منصرف شويد ما هم ميگذريم و الان بفرستيد تمام بزرگان كلات را براى عصر دعوت كنند تا اين تلگرافات را در مجلس رسمى قرائت كنيم و شب را هم چراغان كنيم حاكم از مسئله چراغان خنديد و گفت يقين دارم در تمام كلات پنجاه عدد چراغ پيدا نميشود ! ! ولى مجلس عصر را منعقد ميكنم و فورا « بحاجى حبيب » دستور العمل داد كه سادات كلات و آخوندها را با كدخدايانيكه حاضر هستند با سرهنگ سربازها براى عصر دعوت كند تا همگى حاضر شوند و بآبدارباشى هم اطلاع داد كه طرف بالاى باغ را كه آب جارى دارد در زير سايه چنارهاى نادرى فرش بياندازند و سماور بزرگ را هم آتش كنند از اندرون هم يك مجموعه شيرينى بكشند تا مجلس مفصل منعقد شود ، بارى نهار ( ناهار ) صرف شد و رفقا دراز كشيدند ، حاكم هم رفت در اندرون بخوابد ، خان سرهنگ هم به طرف منزل خودش روانه شد ، بنده هم فورا آن دو ورقه تلگراف را برداشته آمدم به منزل رفيق مجهولم ، به مجرد آنكه در زدم دويد بيرون و سلام كرد با نهايت گرمى و احترام مرا پذيرفته داخل خانه كرد و به طرف اطاق خود
--> - مشغول دعاگوئى باشند « در قصر صاحب قرانيه بتاريخ چهاردهم شهر جمادى الاخر 1324 در سال يازدهم سلطنت » : ( اين سواد مطابق با اصل دستخط مبارك بندگان اعليحضرت اقدس همايون شاهنشاهى ارواحنا فداه است ) مشير الدوله