احمد مجد الاسلام كرمانى
419
سفرنامه كلات ( فارسى )
خيالند . گفتم : حق مطلب اين است كه اولين دشمن تمدن در ايران همين طايفه هستند ولى طبيعت اسبابى فراهم كرده كه اين طايفه امروز علمدار تمدن شدهاند و ملخص شرح اسباب آنكه عين الدوله بواسطه طمع و خست فوق العاده نتوانست با اين طبقه راه برود و آنها هم سى سال عادت كرده بودند ، به آن ترتيبات « امين السلطان » كه به تمام افراد اين طبقه برحسب تفاوت شئونات آنها پول ميداد و با رؤساى آنها كمال همراهى را ميكرد حالا يك دفعه عين الدوله در خانه آنها را بسته ، نه احكام آنها را امضاء مينمايد و نه توسط و شفاعت از آنها قبول مىكند و نه خودش دستى چيزى به آنها ميدهد ، اين است كه آقايان در نهايت سختى بر ضد او برخاستهاند و خوشبختانه يك مطلب ديگر هم بما كمك داده و اختلاف كلمهء آنها را با دولت تكميل نموده و آن مطلب اين است كه شخص آقاى سيد عبد اللّه كه فعلا سياسى و قائد قوم است با اتابك معزول نهايت دوستى و اتحاد و موافقت و اتحاد را داشته و دارد و قهرا بر ضد عين الدوله است ، و دو سال تمام زحمت كشيد كه شايد اين صدر اعظم را بردارد و آن يكى را بياورد نتوانست و كارى از او پيشرفت نكرد ، حتى آنكه بر ضد « مسيو نوز » بلوا كرد ولى چون مطالب او شخصيه بود ابدا انجام نگرفت و بالاخره ناچار شد كه با « آقا سيد محمد » اتحاد كند و از او استمداد جويد ، آقا سيد محمد [ طباطبائى ] هم بدستور العمل من فورا قبول كرد و با او متحد شد ولى در موقع تحرير ما به النزاع آقا سيد محمد او را متذكر نمود كه مطالب جزئيه هرگز مفيد هيچ فايده نيست بايد مطالب را بزرگ گرفت و عمومى حرف زد تا قلوب تمام دانشمندان متوجه حمايت ما گردد اين بود كه در موقع تحصن در زاويه حضرت عبد العظيم هنگاميكه بتوسط سفارت عثمانى مذاكره اصلاح بميان آمد و از آقايان سؤال از مقاصدشان شد تأسيس عدالت - خانه را هم ضميمه مستدعيات خود نمودند و اين حرف بدست آزادى