احمد مجد الاسلام كرمانى
396
سفرنامه كلات ( فارسى )
ندارد . جواب داد : خبر بهترى دارم . گفتم : حتما تلگراف عزل عين الدوله « 1 » را آورده ؟ جواب داد : بلى و تلگرافى از جيب خود درآورده بخان حاكم تقديم كرد . من ديگر طاقت نياورده فورا گردن كشيده ، تلگراف را خواندم ، حاصل مضمون آنكه : بعموم حكام ابلاغ شود كه عين الدوله « 2 » از مشاغل خود استعفا داده
--> ( 1 ) - اين روزنامه ( حبل المتين ) كه بپاس پولهاى عين الدوله آن دستجمعهاى پست نهادانه را با كوشندگان مينموده ، چون « رويتر » آگاهى از افتادن عين الدوله داده خوددارى نتوانسته و چنين نوشته : آنچه كه مخبر « رويتر » و اخبارات خارجه درباره خلع شاهزاده عين الدوله اتابك و صدر اعلم نوشته مقرون بصواب نيست ، شاهزاده را از صدارت خلع نكردند ، چنان كه موثقا اطلاع داريم از چندى باينطرف مكرر شاهزاده استعفا از صدارت داده قبول نميشد ، اين دفعه چون علما و اصلاح خواهان هم مخالف بودند استعفاى ايشان را دولت قبول كرد نه اينكه ايشان را خلع كردند . « ص 125 تاريخ مشروطه ايران ، تأليف احمد كسروى » ( 2 ) - عين الدوله براى افتتاح عدالتخانه طفره ميرفت و با نفوذى كه داشت حصارى دور شاه كشيده و او را از بعضى حوادث بىخبر نگاه مىداشت و چنين مىپنداشت كه قادر بجلوگيرى طغيان خواهد بود ، خطاى پندار او اين بود كه از تحريكات و توطئه پنهانى سفارت انگليس بىخبر ماند ، عامل اين بىخبرى ميرزا نصر اللّه خان مشير الدوله وزير خارجه بود كه با دوروئى و ريا تحريكات سفارت انگليس را مىپوشاند ، عين الدوله هم فكر مىكرد با تغيير علاء الدوله منظور مخالفان او انجام و ماجرا پايان يافته است ، اما مخالفان كه نقشه دقيقى در دست داشتند و سفارت انگليس محركشان بود آرام نمينشستند تا اينكه واقعه دستگيرى و توقيف شيخ محمد سلطان المحققين در يكى از قراولخانههاى بازار روى داد و زد و خورد بين طلاب و سربازان واقع شد و كشته شدن يكى دو طلبه تظاهرات ضد دولتى را گسترش داد و سرانجام در مسجد جمعه بدستور سپهدار تنكابنى بمردم تيراندازى شد و بيش از يكصد نفر كشته شدند و مخالفت با عين الدوله آشكار شد ، او ناچار چند نفر از مشروطهخواهان و مخالفان خود را نفى بلد نمود و تصميم گرفت روحانيان مخالف را كه سلسله جنبان آشوب و قيام بودند -