احمد مجد الاسلام كرمانى
394
سفرنامه كلات ( فارسى )
آنكه اين نقطه را كه ما مسطح كرديم قريب يك زرع و نيم از سطح رودخانه مرتفعتر بود و ناچار بايستى از مسافتى بعيد نهرى تازه از رودخانه جدا كرده ولى بيكارى ما زود اين كار را انجام داد و همينكه در سيصد قدمى ميزان گرفتيم و خواستيم مشغول عمل شويم دو سه نفر از رعايا كه در آن حوالى زراعت شلتوك داشتند آمدند و مقصد ما را فهميدند و براى رضايت خاطر ما فورا با بيل احداث نهرى كردند و در يك روز تمام شد و همين كه آب به آن نهر انداختيم و از جلو آن صحنه گذرانديم معلوم شد كه به قدر يك زرع و نيم اين نهر از رودخانه بلندتر است و در آنجا كه به رودخانه ميريزد حالت آبشار پيدا مىكند و بسيار مفرح است ، ما راضى نشديم كه از اين لطيفه طبيعى استفاده نكنيم ، لهذا دو روز كار كرديم و دو نفر قراول را هم به كار داشتيم و بهر كدام روزى يك قران ميداديم ، رعاياى آن حدود هم اغلب ميآمدند و بما كمك ميدادند ، تا روز سيم نقشه ما باتمام رسيد و اسباب حيرت تمام ناظرين و عابرين گرديد و به حدى شهرت كرد كه حاكم را بتماشا كشانيد . ترتيب اين نقشه آنكه از آنجا كه اين نهر را از رودخانه جدا كرديم تا اين نقطه قريب سيصد قدم است در طول مجرى در سه محل بواسطه سنگچينى آبشار درست كرديم ، در جلو درختها يك حوض مربع كنديم كه عرض و عمق آن يك زرع بود و طول آن دو زرع و آن نهر را متصل به آن حوض كرديم كه از طرفى آب وارد و از طرفى خارج ميگرديد ، از حوض كه خارج ميشد از يك زرع و نيم ارتفاع به رودخانه ميريخت و اطراف حوض را تختگاه ساختيم باندازهاى كه در هر طرفش يكدستگاه چادر ممكن بود نصب شود ، مخصوصا طرف جنوب و شمال آن را خيلى وسعت داديم و زير آن را با سنگ ساختيم و با خاك هموار نموديم بطوريكه ابدا بلند و پستى نداشت و تمام آن محوطه محاط بسايه درختهاى بيد بود و چون مسطح رودخانه ميشد نسيم دارد كه از دهنه دربند ميوزد ، لهذا بسيار جاى خنكى است و صداى جريان آب در آبشارها و