احمد مجد الاسلام كرمانى
391
سفرنامه كلات ( فارسى )
روز اول ماه پست وارد شده يكدسته پاكت از ولايات و طهران براى من آورد و آن پاكتها اغلب قبل از گرفتارى من بعنوان مدير اداره روزنامه ادب نوشته شده بود كه در پستخانه طهران توقيف بود و بعد از ورود و استقرار در كلات تلگراف مخصوصى به پستخانه تهران بمشير السلطان كردم كه پاكتهاى مرا بكلات بفرستند و برحسب آن تلگراف فرستاده بودند ، امروز و اصل شد و مبلغى كلى در ميان آنها حواله داشتم و مبلغى هم پول نقد داشتم كه امانتا با پست فرستاده بودند و آن وجوهات از وكلاى اداره بود مگر يك فقره از آنها كه بعنوان تعارف فرستاده شده بود و آن حواله سى تومان از رشت بود كه جناب سردار منصور فرستاده بود و خطاب حواله به پيشكار خودش در تهران است ، دو سه فقره هم حواله جمشيديان و جهانيان داشتم ، سه چهار بسته هم پول نقد داشتم ، از جمله يك بسته بيست تومان اهل خانه از حاجى غلامرضاى تاجر گرفته به پستخانه سپرده بودند كه به كلات برساند و يك پاكت هم از اهل خانه داشتم به خط سعيد خان كه از سلامتى اهل خانه و شرححال آنها بشارت ميداد ، پاكتى هم مدير مصلح مطبعه خورشيد نوشته ، پاكتى هم ميرزا حسين از اجزاى خودم نوشته ، دو پاكت هم از جناب ناظم الاسلام كرمانى است كه بشرح حوادث طهران را درج نموده مختصرا سى و يك پاكت غير سفارشى و دوازده عدد پاكت سفارشى و معادل صد و پانزده تومان نقد و حواله و چندين بسته از روزنامه حبل المتين و مظفرى و چهرهنما و حكمت و اللوا مصرى و حبل المتين و غيره كه مستقيما از ادارات آنها با پست باسم بنده بطهران ميآمد و در پستخانه توقيف بوده ، حالا از پستخانه طهران بكلات فرستادهاند رسيد و اسباب اشتغال ما شد و علاوه از اشتغال يك فايده بسيار بزرگى ديگر داشت و آن اينكه براى حكومت كلات بنده را به خوبى معرفى كرد و از عناوين پاكتها و امضاى صاحبان آنها كه اغلب از حكام محترم ولايات بود بر احترام او نسبت به بنده افزود و يك مرتبه سلوك خودش را با بنده تغيير داد و اگرچه از اول هم بىاحترامى نميكرد