احمد مجد الاسلام كرمانى
366
سفرنامه كلات ( فارسى )
بدون آنكه رجوع بكتاب قضاء و شهادات بنمايد بسليقه خودش حكمى ميدهد و آن حكم را هم فراشباشى او بايد اجراء كند و معلوم است اين كار تا چه اندازه باعث ابطال حقوق مردم مىشود مردميكه از احقاق خود در يك مملكت مأيوس باشند و از تعدى زيردستان ايمن نمانند هرگز دست و دلشان دنبال تحصيل ثروت و تكميل تجارت و تكميل صناعت نخواهد رفت و هيچ كس اقبال نميكند قناتى حفر كند يا مزرعهاى آباد نمايد اين است كه در مملكتيكه عدالت نيست امنيت نيست ثروت نيست صناعت نيست تجارت نيست خط آهن نيست كارخانه نيست و بالاخره آبادى نيست آزادى نيست تا عدالت پيدا نشود هيچ يك از اينها پيدا نخواهد شد . خير الكلام قل و دل . اما معنى عدالت كه اينهمه مطلوبيت دارد ، محتاج است به تصنيف چندين مجلد كتابهاى بسيار حجيم ، و مناسبت كتاب سفرنامه ما نيست ، ولى براى آنكه مطلب ناقص نماند ، به دو سه سطر قناعت ميكنيم : عدالت در هر جائى يكنوع معنى مخصوص افاده مينمايد و جامعترين معانى او همان است كه استاد فلاسفه ملاى روم فرموده است : عدل چه بود وضع شيئى در موضعش * ظلم چه بود ، وضع در ناموضعش احكام شرعيه و قوانين الهيه تمام مبنىبر مناسبات طبيعت و ملايمات فطريه وضع شده خواه در قطع مخاصمات كه فقهاء عظام مبحث قضاء تعبير مينمايند و خواه در ساير ابواب معاملات و عبادات و عادات ، و اگر دقت كنيم مىبينيم هيچ امرى واجب نشده مگر بملاحظهاى هست او هيچ عمل حرام مؤكد نشده مگر بملاحظه مضار نوعيه كه در اساس آسايش عامه داشته و هكذا نسبت بساير احكام خمسه . اختلافات و مخاصمات واقعه كه يا به علت اشتباهات است كه اغلب در محاسبات