احمد مجد الاسلام كرمانى

6

سفرنامه كلات ( فارسى )

عليه در دربار آلمان كه موقتا بطهران آمده بود و علانيه داعيه اجراء عدل و داد داشت و باهل استبداد وقعى نميگذاشت بعنوان رياست كمسيون سرحدى آذربايجان و اصلاح منازعه ايران و عثمانى در تصرف قطعات لاهيجان به آن صفحات نامزد و روانه نمود از بستگان اتابك اعظم « 1 » حاجى ميرزا على اصغر خان امين السلطان هم غفلت نكرد و پسر برادر و پيش‌كار بلكه دكتر شخصى او احياء الملك را هم گرفتار و از خاك ايران خارج كرد و البته شرح اين قضايا را تاريخ ضبط نموده و من در مقام ذكر تفصيل حوادث آن ايام نيستم بلكه فقط سفرنامه خودم را مينويسم و اين جمله را بر سبيل اختصار و اجمال بملاحظه مناسبت مقام و مقال اظهار و من باب المقدمه باصول تاريخ آن اوقات اشعار نموده تا خواننده بيدار و هوشيار باشد مجملا در آن

--> امير بهادر و چند نفر از رجال با تحول حكومت مخالف بوده و آن را موجب ضعف و انقراض سلطنت ميدانستند احتشام السلطنه با خواسته نهضت‌كنندگان هماهنگى كرده بشاه عرض كرد « قدرت دولت و قوت سلطنت در اتحاد دولت و ملت است اينها كه مخالفند ميخواهند مملكت به صورت بخارا و افغانستان اداره شود در حالى كه با اتحاد مردم پادشاه مثل امپراطور ژاپن و پادشاهان مقتدر اروپا اساس سلطنتش محكم و مورد ستايش ملت واقع خواهد شد » ناصر الملك قراگزلو گفته احتشام السلطنه را تأييد كرد ولى عقيده داشت « حكومت ملى براى اين مملكت خيلى زود است » عاقبت در پايان اين مجلس مظفر الدين شاه دستور تنظيم قانون عدالتخانه را داد . اين اظهارات احتشام السلطنه او را طرف توجه آزاديخواهان قرار داد ولى عين الدوله از او ناراضى شد و براى اينكه با آزاديخواهان همكارى نكند وى را كه از ريشه اختلاف مرزى ايران و عثمانى باسابقه و مطلع بود مأموريت مرزى داد و در 14 ربيع الاول با گروهى كه زير نظر وى بودند بجانب مرز روسيه رهسپار گرديد و مدتها در مرز ايران و شهر موصل و بغداد سرگرم مذاكره در اين كار بود صفحه 599 رهبران مشروطه ( 1 ) - ميرزا على اصغر خان امين السلطان ملقب به اتابك اعظم از مشاهير رجال وزراى عهد قاجاريه ، وى پسر آقا ابراهيم امين السلطان بود و در اواخر عهد ناصر الدين شاه صدراعظم بود نيز يك چند در عهد مظفر الدين شاه صدارت داشت و محمد عليشاه قاجار نيز او را باصرار از اروپا خواست و بصدارت برگزيد اما اين صدارت طولى نكشيد و در شب 22 رجب 1325 ه ق هنگام خروج از مجلس بسن 50 سالگى مقتول شد . صفحه 254 دائرة المعارف فارسى