احمد مجد الاسلام كرمانى
361
سفرنامه كلات ( فارسى )
پا بدائره تحرير گذاشتهام ، هيچوقت نتوانستهام خودمرا از اين خيال منصرف نمايم شايد بعضى كوتهنظران گمان كنند كه غرض از اصرار من در روزنامهنويسى تحصيل معاش بوده يا تكميل ثروت و نيكنامى ولى خودم ميدانم كه اگر اين ملاحظات هم در كارم بود علت تامه نبوده و از قبيل علل ناقصه يا معدات است و تعدد دواعى علت تامه و داعى بالاصاله را از ميان نخواهد برد و علت تامهاش همانا بيدار كردن ملت و آشنا نمودن اذهان عامه بثمرات تمدن و تربيت است ، چنان كه امروز هم كه بجرم همان اعمال محبوس شدهام و هركس از هر كار صدمه بخورد ناچار آن كار را ترك ميگويد باز نمىتوانيم چشم از اين وظيفه بپوشيم و تا دم آخرين و نفس واپسين سروكارم با قلم خواهد بود و مأيوس نيستم بلكه يقين دارم هر وقت باشد اثرات جميله از او ظاهر خواهد شد ، چنان كه در چند ماه قبل كه آقايان علماء اعلام بواسطه تعديات عين الدوله و مسيونوز آغاز بلوى نمودند و در زاويه مقدسه حضرت عبد العظيم متحصن شدند تمام اهل عالم ديدند و شنيدند كه مقاصد و مستدعيات آنها فقط عزل مسيونوز و انفصال عين الدوله و بعضى جزئيات ديگر پستتر از اين دو مقصود بود ، از قبيل اعاده توليت مدرسه خان مروى بجناب شيخ مرتضى آشتيانى و انتزاع امتياز راه شوسه قم از على عسگر گارىچى و تجليل آقاى حاجى ميرزا محمد رضا مجتهد كرمانى و امثال « 1 »
--> ( 1 ) شايد عده معدودى از ايرانيان مفهوم مشروطه را درك مينمودند . هنگام مشروطيت يكنفر ايرانى يك افسر انگليسى را ملامت كرده بود كه ما سه روز تمام بست نشستهايم و شما هنوز بما مشروطه ندادهايد . « تاريخ ايران تأليف سرپرسى سايكس » مستدعيات اوليه مهاجرين اول - نبودن عسكر گاريچى در راه قم ، چه امتياز راه با اين شخص بود موقتا كه گارى و دليجان و درشكه متعددى در اين راه راه انداخته بود و با مردم نهايت بد سلوكى را مينمود ، آقايان علماى قم از كارهاى او بصدا در آمده بودند لكن كسى بعرايض آنها گوش نميداد از اينجهت آقايان قم متمسك بعلماء طهران گرديده و با آقايان طهران معاهده كرده بودند كه هر اشاره كه از طرف آقايان بشود آنان اجراء دارند و عمل نمايند ، باينجهت آقايان -