احمد مجد الاسلام كرمانى

356

سفرنامه كلات ( فارسى )

« در خصوص كدخدايان همانقسم كه شما تصويب كرده‌ايد ، به ميرزا فرج اللّه خان تلگراف كردم رفتار كند و هميشه در هر مورد تصديق و تصويب شما را معتبر بشناسد » . بلافاصله ميرزا فرج اللّه خان با رفقا وارد شدند مضمون تلگراف او هم همين قسم بود كه در اين باب همان قسم كه خان حاكم تصويب كرده رفتار كنيد بعدها هم در هر باب تصويب و تصديق او را معتبر بشناسيد نهار را هم حاضر كرده با رفقا رفتيم سر سفره امروز حاكم خيلى مسرور است و متصل فرمايش ميدهد : شربت آلوبالو بياوريد ! مرباى سيب بياوريد ! ترشى گردو بياوريد ! و ضمنا هم با بنده خيلى گرم گرفته و بر حسن تدبيرم تحسين مىكند و آفرين ميخواند ، بعد از صرف نهار ميرزا فرج اللّه خان به حاكم گفت حالا ديگر مرا مرخص كنيد كه خيلى معطل شدم فرستادند كدخدايان آمدند و با آنها مذاكره از پرداختن وجه شد . حضرات گفتند : سه روزه ميپردازيم . بنده به حاكم گفتم : مصلحت در اين است كه شما پول ميرزا فرج اللّه خان را نقدا بپردازيد و او را راه بيندازيد ، بعد با كدخدايان كنار ميآييم . حاكم هم بدون ترديد پذيرفت و به مشهدى محمد على دستور العمل داد چهار صد تومان آورده تسليم ميرزا فرج اللّه خان كرده و از او خداحافظى كرده رفت ، بعد از رفتن او بكدخدايان گفتيم كه الحمد للّه مطلب بطور دلخواه تمام شد حالا ششصد تومان بدهيد و اسنادتانرا بگيريد . حضرات دعاها كردند و قرار شد دو نفرشان آنجا بمانند و ما بقى بروند پول را راه انداخته سه روزه برسانند . بخان حاكم گفتم : بيست تومان بايد به سرهنگ تلگراف‌خانه بدهيم ، ديدم قدرى مسامحه دارد ، گفتم نقلى نيست اين وجه را هم كدخدايان خواهند داد