احمد مجد الاسلام كرمانى

331

سفرنامه كلات ( فارسى )

ميخواند و گريه‌هاى مصنوعى مىكند در خراسان هم تمام روزها در حرم مطهر رفته زيارت ميخواند و اشك مىبارد و با آنهمه تقدس مآبى پول هم تنزيل ميدهد از تصرف در مال يتيم و صغير هم چندان اعتنائى ندارد و آنقدر سماجت دارد كه قريب دو سال قبل از اين‌كه بنده تازه از اصفهان بطهران آمده بودم اين شخص يك قطعه زمين در حوالى دروازه خراسان خريده بود و در وقت ديوار كشيدن چند زرع بتقلب از اراضى مردم تصرف نموده و ديوار را روى زمين مردم گذاشته بود ، صاحب آن اراضى به نظام الملك كه در آن تاريخ وزير عدليه بود متظلم شد ، نظام الملك اتمام اين امر را بركن الممالك واگذار نمود كه به نظارت بنده رسيدگى و قرار ختم عمل بحقانيت داده شود . چندين مرتبه رفتيم سر اراضى و مهندس و مساح برديم و تمام تصديق داشتند كه حاجى خان از اراضى همسايه‌اش تصرف نموده ولى حاجى خان خودش هر روز يك بازى در ميآورد و چند نفر ديگر را زحمت ميداد و بر هيئت مصدقين ميافزود و رشوه ميداد ، حتى آنكه براى خود بنده هم رقعه سفارش از برادرش آورد و هم وعده پول داد و چندين رقعه از بزرگان شهر براى نظام الملك بعنوان توصيه صادر كرد مختصرا زمين‌ها را خورد و كسى حريف جنكله بازى او نشد و براى اين كار اقلا قريب دو ماه جمله را معطل كرد و زحمت داد مثلا نشد روزى كه بنده صبح از خواب برخيزم و حاجى خان را بالاى رختخواب حاضر نه‌بينم و بقدرى بنده را اذيت كرده كه رفتم پيش آقاى نظام الملك و بالتماس و اصرار ، استعفاء از اين كار دادم و نميدانم مدعى بيچاره او عاقبت چه كرد و در معرفى حاجى خان همين اندازه كفايت است . حالا شرحى از تيول مينويسم ، اگرچه تمام اهالى ايران معنى تيول را ميدانند ولى چون محتمل است اين كتاب يك وقتى بدست اروپائىها بيفتد و آنها اگرچه از خارج معنى تيول را دانسته باشند ، اما اگر ما توضيح نكنيم ، كتاب را منسوب بقص خواهند كرد ، لهذا لازم است و لو بطور اختصار شرحى بنويسيم .