احمد مجد الاسلام كرمانى
2
سفرنامه كلات ( فارسى )
گرفتار مينمودند و اغلب اسباب و لباس و اثاث جيب و بغل آنها را ميربودند از قبيل ساعت و دستمال و قلمدان و وجه نقد و غيره و اين ترتيب را تقريبا يكهفته بود بملاحظه خيالات وحشيانه اجرا نموده بودند . توضيح آنكه عين الدوله « 1 » كه در آن تاريخ اتابك اعظم و رئيس دولت ايران بود بواسطه بعض اعمال شنيعه و افعال فظيعه او مردم بهيجان آمده و عزل او را آرزومند بودند و ضمنا زمزمه آزادى و مطالبه اصلاحات از دولت مينمودند و شش ماه قبل جمعى از وجوء علماى اعلام بزاويه مقدسه حضرت عبد العظيم « 2 » متحصن و باعانت و نفقه تجار و كسبه و دستور العمل دانشمندان استدعاى تأسيس عدالتخانه و حصول امنيت تامه و مساوات
--> ( 1 ) - عين الدوله عبد المجيد ميرزا دومين پسر سلطان احمد ميرزا عضد الدوله ( فرزند فتحعليشاه ) مىباشد عين الدوله برادر ميانه سلطان محمد ميرزا سيف الدوله و وجيه اللّه ميرزا سپهسالار است و مادر او همسر دوم عضد الدوله بود كه در سال 1261 ق ( 1224 شمسى ) در تهران متولد شد ، تحصيلات ابتدائى را نزد معلم سرخانه زير نظر پدر فرا گرفت سپس در دار الفنون ناصرى به ادامه تحصيل پرداخت ولى تحصيلات دار الفنون را بپايان نبرد عضد الدوله براى او از ناصر الدينشاه درخواست شغلى كرد و به امر شاه براى اشتغال به خدمت رهسپار آذربايجان و به مظفر الدين ميرزا معرفى گرديد و بالاخره در سال 1289 به دامادى وليعهد ( مظفر الدين ميرزا ) سرافراز گشت ، پس از بازگشت سفر دوم مظفر الدين شاه از فرنك عين الدوله را بزمامدارى برگزيد 23 ج 2 ( 1321 ق ) ولى بالاخره در 9 ج 2 1324 كامران ميرزا با تهديد استعفاى او را گرفت ، عين الدوله مجددا در صفر 1331 در كابينه علاء السلطنه بوزارت داخله منصوب گرديد سپس در 6 صفر 1336 باز هم زمامدار شد در 26 ربيع الاول استعفا داد در كابينه وثوق الدوله والى آذربايجان شد و پس از قيام خيابانى بطهران آمد و ديگر شغل ديوانى نداشت تا بالاخره در آبان 1306 شمسى درگذشت و در جوار حضرت عبد العظيم مدفون گرديد . ( 2 ) - . . . سيد محمد و سيد عبد إله در مساجد و مجالس مطالبى براى بيدارى مردم ايراد مينمودند واعظان بيداردل تند و بىپروا از كارهاى دولت انتقاد ميكردند در اين اوقات بدنبال جنگ روس و ژاپون و نرسيدن قند از روسيه ، در تهران قند كمياب شد بازرگانان طماع قند را احتكار كرده بودند ، مردم شكايت كردند علاء الدوله حاكم تهران بازرگانان را احضار كرد و سيد هاشم قندى و حاج اسمعيل پسر سيد هاشم را چوب مفصلى زد و مأموران دولت قندهاى احتكار شده را -