احمد مجد الاسلام كرمانى

313

سفرنامه كلات ( فارسى )

اين هر دو مطلب را در انجمن متعهد شديم و يكدسته كه اهل منبر بودند قرار شد در ماه مبارك رمضان در منبر مردم را باستعمال امتعه داخله ترغيب كنند و دسته ديگر مأمور شدند كه با تجار مذاكره نموده آنها را بجمع كردن سرمايه و تشكيل شركت وطنيه تشويق نمايند و اين هر دو مطلب به زودى انجام گرفت و انصافا ملك المتكلمين « 3 » در اين باب خيلى زحمت كشيد و كمال هنرمندى را نشان داد و حقيقتا مردم اصفهان هم دو سه قدم به طرف مقصود برداشتند اما طبقه روحانيين خاصه علماء و طلاب فوق العاده همت كردند تا در ظرف دو سه ماه هم شركت منعقد باسم « شركت اسلاميه » و هم امتعه‌جات امتعه اصفهان شيوع پيدا كرد و تا حدى بالا گرفت كه بسيارى از علماء بزرگ اصفهان مثل مرحوم « ثقة الاسلام حاجى شيخ محمد على » « 4 » و جناب ثقة الاسلام آقاى « حاجى شيخ نور اللّه » « 5 » تمام ملبوس خود را حتى عمامه

--> ( 3 ) در انجمن اسلامى كه از طرف حاج محمد حسين كازرونى ( معروف به كاكو حسين ) براى ترويج پارچه‌هاى وطنى تأسيس شده بود شركت جست و در اين راه فعاليت كرد و از بنيان‌گذاران اين انجمن شد و در همين زمان به كمك دوستانش بهدف ديرين خود نائل آمد و موفق بتأسيس يك دبستان گرديد . ( 1315 ق ) « كتاب رهبران مشروطه » ( 4 ) ركن الملك را بايد بانى و مؤسس صنعتى شدن شهر اصفهان ناميد زيرا او بود كه در 16 شوال 1316 شركت اسلاميه را بمديريت اديب التجار با سرمايه يكصد و پنجاه هزار تومان كه پانزده هزار سهم ده تومانى تقسيم شده بود تشكيل داد و هدف از انجام اين امر ترويج تجارت و ترقى كالا و صنايع وطنى بود ، شركت اسلاميه نيز مدتى بمديريت حاج محمد حسين كازرونى اداره و ذوره منحل شد و در اطراف انحلال آن مطالبى در افواه افتاد كه صحت سقم آنها منجزا براى نويسنده معلوم نيست از ذكر شايعات خوددارى مىشود . « صفحه 70 و 71 كتاب ظل السلطان تأليف سعادت نورى » ( 5 ) شيخ محمد باقر مجتهد نجفى فرزندانى داشت كه سه نفر آنان به ترتيب سن بسيار مشهور و معروف شدند : اول : مرحوم حاج شيخ محمد تقى معروف به آقا نجفى كه برادر بزرگتر و از لحاظ علمى و اجتماعى مقام مشايخى داشت در دوره استبداد سياه خانه او پناهگاه مردم اصفهان بود و پس از فوت در امامزاده احمد در اصفهان دفن گرديد . -