احمد مجد الاسلام كرمانى

249

سفرنامه كلات ( فارسى )

حمايت ميكرد درباريان بىمدرك آن زمان ما به تعجب از سفير فرانسه ميپرسيدند

--> - جاسوسى از طرف پاشاى بايزيد محبوس شد و چهار ماه در حبس بود تا بالاخره در نتيجه مداخله و اعتراض دولت ايران به پاشاى بايزيد آزاد شد و در پنجم ماه ژوئن 1805 ( 7 ربيع الاول 1320 ) به تهران وارد شد و اعتبارنامه مورخ 16 فوريه 1805 ( 16 ذيقعده 1219 ) خود را تقديم فتحعليشاه كرد . « بناپارت امپراطور فرانسويان بفتحعليشاه امپراطور ايران : « من همه‌جا مأمورينى دارم تا آنچه را كه براى شناسائى من لازم است اطلاع دهند من بوسيله آنان ميدانم در كدام محل و چه موقعى ميتوانم به شاهزادگان و مللى كه مورد علاقهء من هستند نصايح دوستانه ابلاغ كرده با نفوذ و قدرت خود مساعدت كنم . « شهرت و افتخار كه وسيلهء تبليغ است شخصيت و كارهاى مرا به تو شناسانده است . تو ميدانى من چگونه ملت فرانسه را ما فوق همهء ملل غرب قرار دادم و با چه علائم مشخصى توجه خود را نسبت بسلاطين مشرق زمين نشان دادم و چه سبب شد كه پنجسال قبل از تعقيب نقشه‌هائى كه براى افتخار و خوشبختى ملل آنان داشتم صرف‌نظر كنم . [ در اينجا ناپلئون بقتل پل اول امپراطور روسيه كه در سال 1800 اتفاق افتاد اشاره مىكند كه نقشه اشعال هندوستان را از طريق ايران عقيم گذاشت ] . « ايران سرزمين نجيبى است كه طبيعت آن را از عطاياى خود برخوردار ساخته است . سكنه آن مردم باهوش و بىباكى هستند كه شايستگى حكومت شايسته دارند ، معلوم مىشود از يكقرن به اين طرف عده زيادى از اسلاف تو لياقت فرمانفرمائى به اين ملت را نداشته‌اند زيرا آنان اين ملت را به حال خود رها كرده‌اند تا زجر ببينند و در جنگهاى خانگى از پاى درآيند . « نادر شاه جنگجوى بزرگى بود كه موفق شد قدرت بزرگى تحصيل كند . وى در مقابل مفسده‌جويان سهمگين و در برابر همسايگان خود مهيب بود ، بر دشمنان خود غالب آمد و با افتخار سلطنت كرد وى اين فرزانگى را نداشت كه هم بفكر حال و هم بفكر آينده باشد اخلاف وى جانشين وى نشدند به نظر من تنها محمد شاه عموى تو مانند يك شاهزاده فكر كرده و زندگى نموده است . وى قسمت اعظم ايران را تحت فرمان خود قرار داد و سپس قدرت سلطنت را كه بوسيله فتوحات خود بدست آورده بود به تو تفويض كرد . تو از وى تقليد كرده و از نمونه‌هائى كه به تو داده جلوتر خواهى رفت تو نيز مانند وى خود را از نصايح ملت تاجرى كه در هندوستان زندگى و تاج و تخت سلاطين را معامله مىكند بر كنار خواهى داشت ، تو ارزش دولت خود را در مقابل دولت روسيه كه اغلب بقسمتى از امپراطورى تو مجاور خاك آن دولت تجاوز مىكند قرار خواهى داد . » -