احمد مجد الاسلام كرمانى
مقدمه 22
سفرنامه كلات ( فارسى )
چو هست قونسول بسيار تند و رذل و لجوج * ز كشمكش شود البته كارتان مفلوج در اين قضيه اگر بتدبير كنى اقدام * بعقل قاصر من زودتر شود انجام فلان نقطه توقف نموده است امشب * صلاح آنكه نويسيد بهر او مطلب بطور دوستى از او كنيد استرحام * گمانم آنكه شود منصرف از اين اقدام و گر مرا بنمائيد زين محل اخراج * بطور حتم كند با شما عناد و لجاج بسا فرستد قزاق و كار گردد سخت * در اين ميانه شوم روسيه من بدبخت چو حرفهاى وى از روى عقل دانستم * گذشتم از زدنش گرچه مىتوانستم شدم ز پند وى از اسب خشم و قهر فرو * به خانه يكى از اهل قريه كرده ورود نمود پند وى اندر مزاج من تأثير * قلم گرفتم و كردم قضيه را تحرير چهار صفحه نوشتم براى قونسول روس * كه تا شود بقضاياى كار من مأنوس تمام واقعه كردم براى او تشريح * بقول پارلمان خواستم از او توضيح كه از چه ملك مرا بىجهت كند توقيف * يقين كه كرده بر او مشتبه قضيه حريف ولى چه سود كه او فارسى نميداند * يقين كه منشى او از براش ميخواند چو هست منشى قونسول بمدعى همدست * گرفته وجهى و دلال اين قضيه شده است يقين دهد بمضامين رقعهام تغيير * بميل خويش نمايد براى او تفسير ولى چه چاره نوشتم بقاصدى دادم * براى قونسول آن رقعه را فرستادم وليك بودم از اصلاح كار خود مأيوس * جواب خوب نخواهد نوشت قونسول روس بحكمران ولايت نوشتم اين تفصيل * كه لاجرم كند از بهر رفع آن تعجيل سپس بعدليه تفصيل حال بنوشتم * ز شام تا بسحر بود صفحه در دستم بدون آنكه روم خواب يا شوم آرام * بدون آنكه توجه كنم به خوردن شام على الصباح نشستم بانتظار جواب * بوقت عصر جوابى رسيد ليك خراب نوشته بود كه كرده سفير مأمورم * كه ملك از تو كنم انتزاع و معذورم از اين جواب بسى اضطراب من افزود * چرا كه مسأله تا حال قسم ديگر بود كنون شده است سفارت دخيل در اين كار * ولى چگونه بدولت نكرده است اظهار