احمد مجد الاسلام كرمانى

153

سفرنامه كلات ( فارسى )

قضيه كرمان كه ظفر السلطنه حاجى ميرزا محمد رضا مجتهد را چوب زده بود ، بنده در طهران بحمايت حاج ميرزا محمد رضا خيلى سختى كردم « 1 » و در واقع اين فتنه

--> ( 1 ) بلى در اين واقعه موحشه احدى از اهالى كرمان يك تلگراف مخابره ننمود و باحدى از آقايان طهران اطلاعى ندادند فقط مجد الاسلام كرمانى در مجلس مشير السلطنه كه در آن ايام وزير داخله بود باستراق سمع شنيد كه يكى از علماى كرمان را بفلك بسته چوب زده‌اند ديگر از كم و كيف و سبب اطلاعى حاصل ننمود تا اينكه در اواسط ماه مبارك پست كرمان وارد گرديد مكاتب متعدده از طرف علماء اعلام عموما و حاج شيخ على مجتهد عموى حاج ميرزا محمد رضا خصوصا و تجار و موثقين رسيد واقعهء مشئومه را مفصلا نوشته ، لذا بنده نگارنده و مجد الاسلام بملاحظه هموطنى و همشهرى و جنسيت اختفاء اين واقعه فجيعه را مناسب نديده پس از مذاكره در انجمن و تهيهء استعداد شب 17 ماه مبارك 1323 خدمت آقاى طباطبائى رسيده مكاتب كرمان را اظهار داشته واقعه را آب و تابى داده جنابش از استماع اين خبر متغير شده : شاهزاده ظفر السلطنه با من دوست است و هم قسم در وقت عزيمت بكرمان با من معاهده نمود و قسم به قرآن و اسامى خدا ذكر نمود كه با علما و فقراء كرمان به خوبى رفتار نمايد و در خصوص حاج ميرزا محمد رضا مؤكدا سفارش نمودم كه بطور احترام و حسن سلوك رفتار نمايد . حالا كه با من بر خلاف معاهده رفتار نمود و احترام علماء را منظور ننمود من از دوستى او اغماض مينمايم و او را ملعون ازل و ابد ميدانم و هرگونه اقدامى كه لازم باشد خواهم نمود تا اول او را عزل نمايند اگرچه از اولاد عباس همين سلوك را متوقع بايد بود سايرين هم مثل او خواهند بود ليكن اميدوارم كه جبران اين عمل را به عمل آورند ليكن براى استحكام امر و اينكه مخالف از موافق شناخته شود شما همين امشب آقاى بهبهانى و حاج شيخ فضل اللّه و سايرين را نيز ملاقات نمائيد و بگوئيد اگر اين واقعه را جبران ننمائيم ديگر از براى اين لباس احترام و وقعى نخواهند گذارد پس از مشاوره بنده نگارنده و مجد الاسلام كرمانى به طرف خانهء حاج شيخ فضل اللّه روانه شديم و بعضى از اجزاء انجمن را براى ملاقات آقاى بهبهانى و آقاى صدر العلماء روانه نموديم در ساعت پنج از شب گذشته وارد خانهء حاج شيخ فضل اللّه شده جمعى از طلاب و اعضاء انجمن هم در آنجا بودند . از مذاكرات در اين مجلس حالش معلوم خواننده خواهد شد چه پس از ورود ما و بجا آمدن پذيرائى و مرسومات متداوله سخن از واقعهء كرمان بميان آمد آن حرارت غريزى و آن آتش غيرتى كه در قلب ما مشتعل بود بسخنان مشاراليه تسكين يافت از جمله سخنانش اينكه حاكم هر محلى بايد در نظم آن محل ساعى باشد هركس مخل نظم باشد بايد او را سياست و تنبيه نمايند خواه ملا باشد خواه سيد ، حاج ميرزا محمد رضا باعث فتنه و شرارت بود او را تنبيه نمودند شما هم اگر اقدامى بر ضد دولت كنيد تبعيد و منفى خواهيد گرديد . -