احمد مجد الاسلام كرمانى

148

سفرنامه كلات ( فارسى )

فصل نهم شرفيابى حضور امروز كه روز اول محبوسى ماست دوشنبه چهارم شهر جمادى الاولى 1324 و ده روز تمام است از طهران حركت كرده‌ايم و در ظرف مدت اين ده روز فرصت نكرده‌ايم كه با يكديگر نشسته فكرى براى خودمان بكنيم يا در مقام تسليت يكديگر باشيم و اين اولين مرتبه است كه سه نفرى بدون نگهبان انجمن شده مجلس مشورتى خاص تشكيل داديم و گويا در ايران اول مجلس و مشاوره باشد كه انعقادش فقط براى مشورت است نه چاى خوردن و قليان كشيدن و سورچرانيدن و متفرقه حرف زدن ، جهت آزادى ما از اين قيود اين بود كه اسباب آنها را نداشتيم مجملا شروع بمذاكرات و مشاوره نموديم ، اولا قدرى در مآخذ گرفتارى خودمان غور و تأمل نموديم شايد بفهميم از چه راه بوده است حاجى ميرزا حسن اعتراف نمود كه در طهران شبنامه مينوشته « 1 » و خودش به زحمت اواخر شب و حوالى

--> ( 1 ) نوشته‌جات بعنوان شبنامه و اعلانات ژلاتينى بسيار در اين ايام نشر مىشود كه مضمون همه تقاضاى عدالتخانه و بيدارى مردم است نگارنده فقط يكى از شبنامه‌ها را كه چند مسئله تاريخى مبتنى بر آنست در اين مقام ذكر مىكند كه هم وضع مطبوعات اين زمان بر خواننده معلوم باشد و هم از رشته تاريخ خود خارج نشود و آن اين است : -