احمد مجد الاسلام كرمانى

122

سفرنامه كلات ( فارسى )

عموم آبادانى آنجا بواسطه حفر قنوات است و اغلب رعاياى كارگر سبزوار از اهل يزد و بلوك يزد هستند و در امر زراعت كمال مهارت را دارند و از اينجهت بلوك سبزوار از بلوك حاصلخيز خراسان محسوب است و حاكم آنجا كريم داد معز الملك است و از مشركين روزنامه ما بوده است و من و آقا ميرزا آقا هر دو بسوارها وعده داده بوديم كه در ورود خراسان تهيه وجهى براى شما مينمائيم و آنها نيز در سبزوار قرار داده بودند بگيرند بارى در اين منزل بقدرى گرما خورديم كه از حس خارج شديم يكفرسخى سبزوار مختصر مزرعه مشتمل بر يك قهوه‌خانه و بقعه امامزاده نمودار شد از شدت گرما و حدت عطش مجبور بتوقف شديم به قدر نيم ساعت در آنجا مانديم و آب زياد خورديم و بسر و صورت خودمان زديم و به راه افتاديم آفتاب بوسط السماء رسيده بود كه وارد سبزوار « 1 » شديم سبزوار تقريبا شهر است و حصار و دروازه دارد و در اول ورود شهر و عبور از دروازه رسيديم بچاپارخانه ، اين چاپارخانه هم مثل ساير مهمانخانه‌هاى بين راه عبارت است از يكى طويله و مشتمل بر يك بالاخانه كه منزل نايب راه است و مردمان محترم هم در آنجا منزل ميكنند ما هم بهمانجا رفتيم و نايب پذيرائى نمود و قليان و چاى از قهوه‌خانه پائين با نان سنگك بسيار پاكيزه تميز و خوب آوردند نهارى خورديم نايب سوارها اصرار كرد كه در

--> ( 1 ) سبزوار در دامنه كوه اندقان در كنار رود كال‌شور 114 كيلومترى نيشابور قرار دارد اين شهر با بسيارى از داستانهاى پهلوانى ايران بستگى دارد چنان كه ميدان مركز شهر را مدتها ميدان ديو سفيد مىناميدند و رزمگاه رستم و سهراب ميدانستند در دوره‌ى اسلامى از شهرهاى عمده و مهم ناحيه بيهق بود و بتدريج شهر عمده‌ى اين ناحيه گرديد در هجوم مغول ويران شد ولى دگر بار رونق يافت در سال 737 ه ق عبد الرزاق سربدارى سبزوار و نواحى اطراف را گرفت و سلسله سربداران را تأسيس كرد كه بدست امير تيمور منقرض شد در اوايل دولت صفوى شهر ترميم شد و كرسى ناحيه سبزوار گرديد و از آن زمان همواره از شهرهاى مهم خراسان بوده است مردم آن در تعصب در مذهب شيعه شهرت داشته‌اند در زمان شاه عباس صفوى عبد المؤمن خان ازبك اهالى را قتل‌عام كرد از ابنيه تاريخى آن منارى آجرى از اواخر قرن 5 ه ق است .