احمد مجد الاسلام كرمانى
119
سفرنامه كلات ( فارسى )
كرمان ضبط كرد و اغلب دارائى او از همان سفر كرمان تحصيل شد ولى باالنسبه به پسرش غلامرضا خان شهاب الملك كه اين اواخر اصف الدوله شده و امير توبان منصب دادند خيلى آدم خوبى بوده است و اقلا دو كاروانسرا در راه خراسان ساخته كه يكى در همين محل كه ميان دشت باشد و ديگرى در شريفآباد شش فرسخى خراسان اما پسرش غير از آنكه خانههاى آباد را ويران و خانوادههاى محترم را پريشان نموده است و اساس ظلم و تعدى را محكم و دايره بىرحمى و بىانصافى را وسعت داده است كارى ديگر نكرده و پنج ميليون ثروت از حكومت كرمان و شيراز
--> - 9 سال بود در عرض مدت حكومت بارها كفايت مشار اليه خيلى به آستان همايونى جلوه كرد ، بدرجهاى كه گاهى گفتگوى وزارت اعظم ايران براى او مينمودند و مراتب سلوك و كفايت وكيل الملك را لايق و درخور اين منصب بزرگ ديده در مدارج جربزه و درايت و تجربه و خط و مطلب - نويسى و حزم و عاقبتانديشى و مردمشناسى بدرجه اعلى قدم نهاده بود ، مردى نيكو فطرت و خوش طبيعت و داراى تمام كمالات رسميه و اخلاق پسنديده بود در كرمان از هر جهت علاقه تامه بهمرسانيد با همه طوايف بزرگ كرمان وصلت انداخت و قرابت نمود دختر داد و دختر براى پسرهاى خود گرفت علاوه بر امور حكومتى در ماده تجارت با كلكته و هندوستان و اربابى و فلاحتى در كرمان اول تاجر و ملاك بود در سال هزار دويست و هشتاد و چهار وكيل الملك در شهر كرمان به اجل طبيعى داعى حق را لبيك گفت . تاريخ كرمان صفحه 406 محمد اسمعيل خان وكيل الملك پسر فتحعلى خان معروف به كوه نور است كه از به دو ظهور دولت قاجاريه خدمات لايقه به سلاطين اين دوره كرده در سنه 1261 مأمور توقف كرمان گرديد املاكى از خالصجات ديوان تيول داشته و همت در آبادى املاك گماشت تا در سنه 1275 به پيشكارى كيومرث ميرزا منصوب شد در سنه 1284 بدرود زندگانى گفت . تاريخ بيدارى ايرانيان ص 4 محمد اسمعيل خان وكيل الملك حاكم كرمان هر روزى براى خرجتراشى و اضافه مواجب و منصب يك پادشاه يك نفر ياغى بدولت جعل ميكرد و مدتها باسم نوروز عليخان قلعه محمودى دولت را مشغول كرده بود هر وقت نايب السلطنه هم يك امتياز نگرفته داشت مرا ميگرفت هر وقت وكيل الدوله اضافه مواجب و شخصيت ميخواست مرا ميگرفت . از « صورت استنطاق ميرزا رضاى كرمانى »