كروسينسكى ( مترجم : عبد الرزاق دنبلى " مفتون " )
78
سفرنانه كروسينسكى ( فارسى )
كه پسران و برادران و ساير اقربا و اولاد ذكور ( 139 ) شاه سلطان حسين را كه در دولت خانه بودند ، جمع كرده ، دست و پاى ايشان را با كمربند ايشان بسته ، بياورند . افاغنه امتثال امر كرده ، صد و پنجاه و نه نفر از اولاد شاه عباس كه پير بودند و * از عصر شاه سليمان ميل در چشمانشان كشيده ( شده بود ) در قيد و بند ، آورده ، كشان كشان در ديوانخانه به حضور محمود بردند و * صف صف ، در برابرش بازداشتند . محمود امر كرد كه از اول تا آخر آنها را * گردن بزنند . جلادان بىامان دويدند ، للههاى آنها و خواجه سرايان حرم و ساير خدمتگذاران ايشان ، گريبانهاى خود را چاك كرده ، مىگريستند . شاه سلطان حسين دردمند ، فرياد و افغان از همه بيشتر مىكرد . * افتان و خيزان به جهة فريادرسى نزد محمود آمده ، عهد و ميثاق قديم را به ياد آورد . براى اخلاص * نورديدگان و اولاد خود و به صورت حزين فرياد برآورد و به پاى محمود افتاد . جبين مذلت بر خاك نهاد . التماس او به اجابت نرسيد . ناگاه دو نفر از اولاد كوچك ( 140 ) شاه آواز پدر خود را * شنيدند . او را فريادرس طلبيدند . فايده نبخشيد . شاه روى خود را بر روى اولاد خود گذاشت . با آن بىگناهان چون گوسفند در برابر قصاب ناله و فرياد مىكردند . شاه مىگفت مرا بكش و اين معصومان را مكش و روى بر زمين سوده ، بسيار عجز و زارى كرد . عاقبت بر دل سنگ محمود تأثير كرد . به شاه سلطان حسين رو كرد كه به تو بخشيدم « 1 » . ليكن چه فايده كه در آن هنگامه قيامت اثر ، زهرهء آن بىگناهان آب شد . بعد از دو روز ، هر دو وفات يافتند . * اشتداد جنون محمود چون جنون محمود اشتداد يافت ، احيانا به قتل و ضرب نزديكان فرمان مىداد . گاه مانند مستان فرياد و افغان برآوردى * كه ندماء و همسران از پيش او مىگريختند . ديوانگى او به جائى رسيد كه از ضبط و ربطش عاجز شده ، درها بر رويش محكم بستند و از بيرون محافظت مىنمودند . چند روز ، نه خورد و نه آشاميد و * نه خفت ،
--> ( 1 ) - اين واقعه در تاريخ چهارم يا پنجم جمادى الآخر 1137 / هفتم يا هشتم فوريه 1725 در قصر سلطنتى اتفاق افتاد و تعداد بسيارى از شاهزادگان به قتل رسيدند . نگاه كنيد به : محمد محسن ( مستوفى ) : زبدة التواريخ ، ص 219 ب . و نيز محمد على حزين : تذكره احوال حزين . ( لندن 1831 ) . ص 139 .