كروسينسكى ( مترجم : عبد الرزاق دنبلى " مفتون " )
66
سفرنانه كروسينسكى ( فارسى )
الوداع اى تاج شاهى الوداع * الوداع شاه و شهر اصفهان را هم گفتند ، به نوعى گريستند كه آه و ناله ايشان به * افلاك برفت . افاغنه كه در جلفا بودند ، صداى ايشان را آشكارا مىشنيدند . آن روز تا شام ( 114 ) مىگرديد و مى - گريست . * شام ، ( شاه ) و سپاه مردم اصفهان به خانهها نرفته در سراى شاه جمع شدند و به دادن شهر اتفاق كردند . فرداى آن روز شاه سلطان حسين چند نفر از معتمدان را به مكالمه نزد محمود فرستاد * دختر خود را تجهيز كرده « 1 » ، داد به معتمدان و مكالمه كرده و شروط و قيود ايراد كردند و به محمود ، سپردند و نزد شاه باز گشتند و براى آوردن شاه به اردوى محمود ، اسبها و يدكها انتخاب كردند . محمود از رجال دولت خود ، * چند نفر سواره فرستاده ، به عادت اهل ايران ، صفها بستند و اسبابها ترتيب دادند و به طرف محمود رو به راه نهادند ، و باقى رجال دولت خود را حاضر و آماده و قدوم شاه را مترقب شدند و از براى شاه خانه آراستند و مسندى انداختند و بر روى مسند سوزنى انداخته و ( بر ) پشت پشتى و متكا نهاده . ( محمود ) ، شاه را زياده از حياط ديوان خانه استقبال نكرده ، با رجال دولت بر سر پا ( 115 ) ايستاده ، شاه و محمود در ديوان خانه يكديگر را ديده ، به همديگر سلام كردند . شاه محمود را در بغل گرفت و چشم او را بوسه داد و از بغلش * دستمال جيقه « 2 » خود را درآورده ، بر سر محمود زد . بعد از گفتگوى چند كلام ، شاه او را گفت تقدير ازل تاج و تخت ايران را از من گرفته ، به شما لايق ديد و مبارك باد گفت . شاه به رجال دولت خود و محمود نگاه كرد و گفت تا امروز در ممالك ايران ، شاه من بودم و الحال تاج و تخت و ملك همه را به تصرف ( ا ) مير * محمود دادم و به تخت حكم او آمدم . بعد از اين شاه من و شماها اين است . پس اهل و عيال و اولاد و رعيت و رجال دولت خود را به محمود سپرد و سفارشها كرد و اجراى حكم شرع را اهتمام نمود . محمود او را به خانه دعوت كرد . جاى به شاه نمود و شاه بر مسند نشست و * محمود نيز بر مسند نشست . و شيخى
--> ( 1 ) - محمود افغان در هنگام محاصره اصفهان شرايط صلحى به شاه حسين پيشنهاد كرده ، از جملهء اين شرايط ازدواج با دختر شاه به همراه پنجاه هزار تومان بعنوان جهيز و فرمانروائى قندهار و خراسان و كرمان بود . ( 2 ) - مقصود جقه است كه عبارت از تزئينى از پر بود كه با جواهرات زينت يافته بود و شاهان صفوى معمولا آن را به كلاه خود نصب مىكردند .