كروسينسكى ( مترجم : عبد الرزاق دنبلى " مفتون " )

62

سفرنانه كروسينسكى ( فارسى )

شاه از سراى بيرون آمده ، به ميان ما آيد و ما بهيات اجتماع بر لشگر افاغنه حمله بريم اگر به شمشير دشمنان كشته شويم ، بهتر كه در ميان شهر اصفهان از گرسنگى هلاك شويم و * آنها گفتند و هاىهاى گريه كردند . شاه در قيد نوازش آنها افتاد و تدارك كار آنها را به خان حويزه فرمود . خلق روى به خان حويزه آورده ، گفتند كه در پيش باش و ما از عقب تو به جنگ افغان مبادرت نمائيم و بر اعدا شبيخون بريم و الحاح را از حد گذرانيده و او به دفع الوقت انداخته ، گفت چهار ، پنج روز صبر كنيد ، طهماسب ميرزا لشگر آورده از بيرون و درون به دفع افاغنه پرداخته . خان حويزه بزرگان ايشان را پيش آورده ، مىگفت كه * از طهماسب ميرزا به ما مكتوب رسيده . انشاء اللّه تعالى غلبه خواهيم كرد . آن روز ايشان را ( 106 ) از سر خود به زور دور كرد و روز ديگر بهانه آورد كه امروز روز نحسى است . * هجوم كردن مردم به سراى شاه مردم جمعيت كرده ، به سراى پادشاه آمدند و فرياد برآوردند كه خان حويزه ارادهء جنگ ندارد . درهاى * دولت‌خانه ( همه ) بسته بود . درها را سنگ باران كردند . خواجه‌سرايان حرم * بيرون آمدند ، گفتند شما را مطلب چيست . گفتند شاه ما بيرون آيد و ما در ركاب او جنگ مىكنيم و جان خود را فداى او مىنمائيم . فغان برآورده اشك مىريختند . كسى به سخنان ايشان التفات نكرده شاه ديگر خود را به كسى ننمود . خلق از بيچارگى و گرسنگى تاب نياورده ، فرياد و فغان در گرفتند . خواجگان حرم ، اسباب و اسلحه برداشته ، در توپها ساچمه پر كرده ، به مردم بيچاره خالى كردند . چند نفر در ميانه هلاك شدند . خلق از شاه مأيوس شده ، دسته دسته از شهر بيرون رفتند . * احوال احمد آقاى غلام « 1 » احمد آقا موحى اللّه ، مردى دلير و شجاع ( 107 ) توابين او را گرسنگى دريافته

--> ( 1 ) - احمد آقا در زمان صدارت فتح على خان اعتماد الدوله فرمانده قسمتى از لشگر بود اما بعدها وى را از خدمت نظام اخراج و اموالش را توقيف كرده بودند . وى بعدها مجددا به خدمت خوانده شده بود و در زمان حمله افغان لقب قوللر آقاسى داشت . نگاه كنيد به : محمد محسن : زبدة التواريخ ، ص 210 الف . وى يكى از سرداران شجاع اين جنگ بود .