كروسينسكى ( مترجم : عبد الرزاق دنبلى " مفتون " )
53
سفرنانه كروسينسكى ( فارسى )
دهيم و خزينه و ساير احمال « 1 » و اثقال و اسباب خود را در آن محكمه محكم * پنهان بنهيم و ذخيره جمع كنيم و از آنجا * لشگر خود را به اطراف تعيين نمائيم ، كه كار ما به سهولت انجامپذير گردد . افاغنه به اين رأىها بنا نهادند . نه هزار سپاه انتخاب * كرده ، روانهء اصفهان ( كردند ) و هر چه برگرفته بودند ، روانهء كرمان نمودند . ذكر ( 88 ) رفتن خان حويزه براى تجسس حال افاغنه تا هشت روز خود را به قزلباش ننمودند . قزلباشيه از اين حال متحير شدند ، عاقبت خان حويزه را با سواره اعراب تعيين كردند كه در شبى تاريك بيرون رفته به ميدان جنگ شتابند و تفحص از احوال افاغنه نمايند . چون به اردوى افاغنه رسيدند ، ايشان در كمال آرام و اطمينان ديدند شاه و سپاه در عرض هشت روز به تدارك و استحكام اصل شهر افتاده ، گفتند ، ما شهر اصفهان را مضبوط مىكنيم و افاغنه ، جلفا و ساير امكنه غارت كرده ، مراجعت مىكنند و اضطرابشان اندكى تسكين * يافت . در بيان مكتوب خان حويزه براى مصالحه با افغان شاه ، خان حويزه را نزد خود طلبيده ، مقرر كرد كه از جانب خود به محمود نويسد ، يعنى بىخبر از شاه و امرا به قاصدى معتمد داده ، روانه * نمايد . و او نوشته بود كه من بواسطهء مذهب تسنن با شما متحد و خيرخواه مىباشم ، ( 89 ) هر گاه شما غنائم خود را برگرفته ، روانه ولايت خود شويد ، انسب و اولى مىنمايد . چه هميشه فتح و ظفر يار و مددكار نخواهد بود ، گاه باشد كه لشگر به شاه قزلباش پيوندند و كار بر شما مشكل گردد و من شاه و رجال دولت را اغفال مىنمايم كه به تعاقب شما نپردازد « 2 » و رفع شما را وجه همت نسازند و اگر به مصالحه راضى شويد ، ولايت قندهار را با توابع آن ، تيول ابدى مىگيرم و از شاه زر و هديه گرفته به شما مىدهم ،
--> ( 1 ) - احمال بار . ( 2 ) - خان حويزه سيد عبد اللّه كه خود سنى بود ، در حمله افغان به ايران راه خيانت پيمود و پنهانى با سران افغان بر ضد ايرانيان در تماس بود . نگاه كنيد به بخش استحضار دادن خان حويزه به افغان از شهر و دلدارى آنها » در همين كتاب .