كروسينسكى ( مترجم : عبد الرزاق دنبلى " مفتون " )
45
سفرنانه كروسينسكى ( فارسى )
بندر عباس رسيدند و در ساحل بحر آرميدند . قيودان دولت * بوريقال ( پرتقال ) كشتيها را آوردند و در كنار دريا صف كشيدند و اجرت آن را خواستند لطف على خان فكر كرد و گفت اين قدر وجه به دولت * بوريقال ( پرتقال ) دادن براى اجرت كشتى صلاح دولت شاه نيست و بحرين به اين قدر وجه نمىارزد . اين زر را به مهمى از اين واجبتر صرف بايد كرد و اگر همين وجه را به امام مسقط دهيم ، بحرين را به ما پس خواهد داد . اصلح صلح است ( 72 ) قيودان * بوريقال ( پرتقال ) چون ديد وجه نمىرسد ، كشتيها را برگردانيده و سپاس قزلباش بىنيل مقصود برگشتند . در آن اثنا محمود افغان به كرمان آمد و قلعه را محاصره كرده و بگرفت و گفت مقصود قزلباشيه اين بود كه بعد از فتح بحرين تدارك كار ما كنند . لطف على خان چون خبر كرمان شنيد ، به آن طرف متوجه گرديد . سپاه قزلباش بسيار بود . از گرد راه به افاغنه درآويختند ، كرمان را گرفتند . محمود فرار كرده به قندهار رفت « 1 » . لطف على خان به امناى دولت عرض كرده كه از براى سپاه علوفهء ذخيره طلب نمود . فتح كرمان و شكست * افغان خلاف رأى بعضى از امناى دولت بود . حسد كردند و اغفال و اهمال نمودند و گفتند غنائمى كه * از محمود افغان گرفته ، * تعويض سيورسات و علوفه مىشود . در اين باب گنج پرداختن و خزينه شاه را خالى ساختن خلاف * رويه حزم است . كيفيت حال به لطف على خان حالى ( 73 ) شد از كرمان تا به شيراز نقد و جنس رجال دولت را به سپاهيان حواله كرد و ذخيرهء آنها را به سپاه توجيه كرده ، هر چه شتر و حيوانات داشتند ، گرفته بر * لشگر و سركردگان لشگر كه به آنها خلاف و عداوت مىورزيدند ، بخشيد و قسمت كرد و لشگر را برداشته متوجه شيراز شد . رجال دولت در اصفهان اين حركت را * از لطف على خان ( شنيده ) . بغض و كينه و عداوتشان زياده از اندازه شد و نزد شاه شكايت كردند ، كه به طرفى كه امور بوده ، نرفته . ولايت را خراب كنان * به شيراز رفته ( است ) . چون لطف على خان ، افغان را شكست داده بود ، شاه * التفاتى به سخنان ايشان نكرده ، گفت : هر گناهى كرده ، بخشيدم .
--> ( 1 ) - علت بازگشت محمود به قندهار در منابع فارسى كاملا متفاوت ذكر شده است . ميرزا مهدى استر آبادى در تاريخ نادرى ، ص 8 علت رفتن محمود به قندهار را حمله لطف على خان به كرمان نمىداند ، بلكه آن را نتيجه شورشى كه در قندهار اتفاق افتاده بود ، مىداند .