كروسينسكى ( مترجم : عبد الرزاق دنبلى " مفتون " )
31
سفرنانه كروسينسكى ( فارسى )
سپاه محمود شدند و سنيان را تابع و مطاوع آمدند و در جنگها با او بودند . بيان طغيان گرگينخان و اهالى گرجستان به شاه سلطان حسين و انهزام و اقتدار ايشان در سنهء هزار و صد و چهارده ، گرگينخان والى گرجستان از اطاعت شاه روگردان ( شد ) ، و شاه جاسوسان به سوى آنجا روانه و ايشان را از متابعت گرگين تخدير و * ايذاء فرمود . گرگين خان را در * دماغ فاسد ( ماده ) فساد نخوت و شرارت جا كرده بود . عصيان و طغيان ظاهر ساخت . شاه از حركات ناهنجار او كلب على خان قاجار ، حاكم گنجه را با [ 38 ] لشگر گران به تأديب او مأمور و او بر سر گرگين خان رفته ، هنگام تلاقى دو لشگر بزرگان تفليس از يارى او متجافى و از جنگ ، پهلو تهى كرده ، در كنارى ايستادند . گرگين خان مغلوب گشته ، فرارى در كوهستان تفليس متوارى گرديد . كلب على خان داخل تفليس گشته و بزرگان و رعاياى آنجا را به انعام و احسان و سلوك و مدار نوازش كرده ، خوشدل ساخت . گرگين خان از حركات ناهموار خود ، نادم و برادرش خسروخان در اصفهان در آستان شاه منصب ديوانبيگى داشت ، گرگين خان به وساطت او پناه به شاه آورده ، * شمشير در گردن در اصفهان از از افعال گذشتهء خود نادم و پشيمان و به شاه ، عذرخواه گرديد و شاه نيز از جرم او درگذشت و عفو فرمود . مقارن اين حالات پادشاه هندوستان به هوس استرداد قندهار ، ايلچى به درگاه شاه سلطان حسين فرستاد ، متمنى اين مطلب بزرگ گرديد ، وزراء [ 39 ] و امراى شاه جمع آمدند . بعد از مصلحت و كنكاش ، * ايلچى را نادلپذير ، مأيوس برگردانيدند و در فكر استحكام قلعهء قندهار و فرستادن سردارى نامدار به آن حدود افتادند . قرعه امين مشورت به نام گرگين خان برآمد و گفتند اين كار چندين فوايد دارد . اول آنكه سپاه گرجستان همراه گرگين خان به قندهار مىرود و گرجستان خالى از فتنه و فساد مىگردد و ثانى آنكه گرگين خان آزاد كردهء شاه است و همواره سعى خواهد كرد كه * خدمت نمايانى به ظهور رساند ، تا شاه از او خوشدل شود ، ثالثا آنكه گرگين خان سردارى است باعرضه ، چون در قلعهء قندهار مكان تمكين بيابد ، * پادشاه هند را بالكليه فكر قندهار از ضمير زايل مىگردد . * مترجم گويد اگر چه امراى درگاه در اين باب تدبيرات * مقرون به صلاح كردند و اين كار را نيك دانستند ،