آكى ئو كازاما ( مترجم : هاشم رجب زاده )
91
سفرنامه كازاما ( فارسى )
سياح و بازرگان انگليسى آنتونى شرلى با برادر كوچكش سر رابرت شرلى « 1 » و بيستوشش همراه ديگر ، به ايران آمد و به منصب رايزنى شاه اعتبار يافت و سرانجام هم به عنوان سفير ايران به كشورهاى اروپايى روانه داشته شد . در استوارنامهء او كه امروز به جاى مانده ، ( از سوى شاه عباس ) چنين نوشته شده است : « انگليسى عيسوى كه مصاحب و مباشر من بود ، و نمايندهام ، كه بالاترين اعتبار را يافته است . » « 2 » اين پادشاه كريم و رحمدل ، تجار مسيحى را به گرمى پذيرا شد ، حقوق گمرگى را منسوخ كرد ، و از مأموران ولايات و متشرعين خواست كه با خارجىها به مهر و مدارا برخورد و رفتار كنند . در ميان آسيايىها كه با بيگانگان بىمهرند ، ايرانيان با كمترين تبعيض قومى و دينى رفتار مىكنند ، و فضيلت و منش كريمانه نشان مىدهند . مىگويند كه اين طبيعت در آنها از تعليم و هدايت شاه عباس بزرگ برآمده است .
--> ( 1 ) . رابرت شرلى Sir Robert Sherley ( متولد 1581 و در گذشتهء 1628 م . ) همراه برادرش آنتونى به ايران آمد و در جنگ ضدّ تركان لياقت به خرج داد . با دخترى ايرانى ( چركسى ) ازدواج كرد و از طرف شاه عباس براى اتحاد اروپا ضدّ تركان به سفارت فرستاده شد . زيگموند دوم پادشاه لهستان ، امپراتور رودلف دوم ، و پاپپل پنجم مقدم او را گرامى داشتند . وى سپس به انگلستان رفت ( 1611 م . ) و از هر سو مورد سوءظن واقع گرديد . رابرت مجددا به ايران بازگشت و بار ديگر از طرف شاه عباس مأمور شد تجارت ابريشم ايرانى را در ممالك اروپا ترويج كند و پس از 5 سال ( 1617 م . ) از اسپانيا اخراج شد و پس از مخالفتهاى كمپانى هند شرقى در انگلستان هم مورد بىلطفى قرار گرفت و مجددا به ايران آمد و در اين كشور در حالى كه مورد عدم التفات بود درگذشت . ( معين ، اعلام ) ( 2 ) . شاه عباس در اعتبارنامهء سر آنتونى شرلى كه او را به دربارهاى اروپا فرستاد نوشت : « . . . بدانيد كه واسطهء دوستى ما و شما اين مرد ( آنتونى شرلى ) بوده است . . . راه دوستى را او نشان داد . . . در ايران او را چون برادر عزيز مىداشتيم . با او در يك ظرف غذا مىخورديم ، و از يك جام شراب مىنوشيديم . پس چون اين مرد نزد شما رسد بايد او را نمايندهء شخصى ما بدانيد و آنچه مىگويد و مىخواهد انجام دهيد . . . » ( نوائى ، ايران و جهان از مغول تا قاجاريه ، ص 215 ، به نقل از نصر الله فلسفى ، سياست خارجى ايران ، ص . 31 و 32 ) .