آكى ئو كازاما ( مترجم : هاشم رجب زاده )
44
سفرنامه كازاما ( فارسى )
مهمانى نو و آراسته مىپوشند و از پير و جوان و زن و مرد ( به عيدديدنى و گردش ) بيرون مىروند . عيد قربان كه آن را در تركيه « قربان بايرام » و در ناحيهء شمال افريقا « عيد الكبير » مىخوانند ، بزرگترين جشن قربانى كردن در دين اسلام است . در اين روز در اين ميدان شهر ، و به اشاره و حكم شاه ، شتر قربانى را نحر مىكنند . توانگران از مردم شهر هم در خانهشان ( گوسفند ) قربانى مىكنند ، در قديم خود شاه در اين ميدان حاضر مىشد و فرمان قربانى كردن ( شتر ) را مىداد ؛ اما امروزه چنين نيست . « 1 » شتر بخت برگشتهاى را كه براى قربانى شدن نامزد شده است با بدرقهء آهنگى كه دستهء موزيك نظامى سلطنتى مىنوازد در شهر مىگردانند تا به ميدان برسند . در اينجا شتر را از ارابه ( ! ) پايين مىآورند « 2 » ، و با پيشدارى اسبى آراسته به زين و برگ طلا و نقرهكوب و مرصع ، از ميان رديف روحانيان و وجوه و اقشار ديوانيان مىگذرانند و به قربانگاه مىرسانند . در قديم نحر كردن شتر ، امتيازى بود كه
--> ( 1 ) . از رسمهاى بازمانده در دورهء قاجار قربانى كردن شترى در دربار در روز عيد قربان بود . مهديقلى هدايت ، در اين باره نوشته است : « عيد قربان هم براى اهل شهر تفريح بود . از طرف شاه غير از صدها گوسفند كه تقسيم مىشد . . . شترى را تزيين كرده با دم و دستگاه و كوس و كبركه ، موزيك و عملجات مخصوص به ميدان نگارستان مىآوردند و نحر مىكردند و هر قطعهء آن مخصوص صنفى بود . مباشرين خلعت و انعام داشتند . » ( خاطرات و خطرات ، ص . 90 ) . بنجامين هم در وصف عمارت و باغ نگارستان از قربانى كردن شتر در روز عيد قربان در اين باغ ياد كرده است ( ص . 128 و 129 ) . اورسل نيز در سفرنامهء خود شرحى بالابلند دربارهء اين مراسم دارد ( ص . 193 تا 196 ) . نيز براى اين موضوع بنگريد به شرح شادروان جعفر شهرى در : تاريخ اجتماعى . . . ، ج . 5 ، ص . 9 تا 12 ؛ و راوندى ، تاريخ اجتماعى ايران ، ج . 2 ، ص . 62 و ج . 6 ، ص . 72 - 570 . ( 2 ) . ارنست اورسل ، سياح فرانسوى ، كه در سال 1882 از ايران و پايتخت و دربار ناصر الدين شاه ديدن كرده و در مراسم قربانى كردن شتر در عيد اضحى حاضر بوده شرح مفصلى دربارهء اين مراسم آورده و نوشته است كه شتر قربانى را پياده و در ميان گروهى سرباز آراسته به ميدان مىآوردند . بنگريد به سفرنامه او ، صفحههاى 194 تا 196 .