آكى ئو كازاما ( مترجم : هاشم رجب زاده )

30

سفرنامه كازاما ( فارسى )

لانهء مورچه‌ها و به شكل « منجو » ( گونه‌اى شيرينى ژاپنى ) ديده مىشد . اين آبراه‌ها شبكه‌اى است براى رساندن آب از سرچشمهء آن تا آبادى ، كه با چاه زدن از ( دامنه ) كوه و تپه به فاصلهء هر بيست يا سى متر و كندن آبروى قنات در زيرزمين ساخته مىشود . گودى چاه‌هاى بلندتر ( مادر چاه يا نزديك آن ) به بيش از يكصد و پنجاه متر مىرسد . تهران حدود چهل قنات ، كه سرچشمهء آنها حدود بيست كيلومتر دور تر است ، دارد . طول شمارى از اين قنات‌ها به چهل تا پنجاه كيلومتر مىرسد . از هواپيما گهگاه هم ، اينجا و آنجا ، دهانه آب‌انبارها و آبنماهاى دايره‌شكل و چشم انداز زيباى باغچه و حياط خانه‌ها ديده مىشد . پس از يك ساعتى پرواز ، دورنماى تهران پيدا شد . اين دشت خاكسترى را فقط حاشيهء سبز درخت‌هاى انبوه و جويبارهاى شهر ، رنگ و روحى بخشيده است . بيشتر خانه‌ها در چارديوار گلى محصور است ، و چنين مىنمايد كه خانه‌ها هم از خشت و گل ساخته شده است . هواپيما پس از دو - سه بار بال كج كردن و چرخ زدن در فرودگاه جلال آباد ( ؟ ) « 1 » در حومهء شهر به زمين نشست . اينجا مقصد من ، تهران ، بود . تهران ؛ سوگ از دست دادن همكار تهران شهرى است كه در بستر بيابان خاكسترى لحاف سپيد برف كوهسار را به سر كشيده ، و هنوز از خواب قرون وسطايى بيدار نشده است . كارمندان سفارت و نمايندگان وزارت امور خارجهء ايران ، براى استقبالم به فرودگاه آمده بودند . نخستين كلام ، يا بهتر بگويم فرياد و ناله ، كه از دهانم بيرون آمد در پرسش از وضع بيمارى

--> ( 1 ) . به حروف هجايى ژاپنى خاص نگارش اسامى بيگانه « جاباد » نوشته است ، كه به احتمال بايد جلاليه ( يا قلعه مرغى ) باشد . فرودگاه مهرآباد در آن سال هنوز ساخته نشده بود . بنگريد به تأليف حسين محبوبى اردكانى ؛ تاريخ مؤسسات تمدنى جديد در ايران ، فصل حمل و نقل هوايى ( ص . 3 : 48 تا 74 ) .