آكى ئو كازاما ( مترجم : هاشم رجب زاده )
25
سفرنامه كازاما ( فارسى )
دريا ، كشتى مسافربرى به مقصد ايران ، چنان كه گويى از پاى افتاده و از راه مانده است ، در كنار بارانداز با امواج بالا و پايين مىرفت و در انتظار ما بود . تشريفات خارج شدن از شوروى به علت بازرسى سختگيرانه مأموران مرزى بىاندازه پردردسر بود . كتابهاى ژاپنى فراوان آقاى ه . مأمور جوان همراهم را يكىيكى به دقت وارسى كردند ، و اتفاقا ميان كتابها يك اسكناس پنجاه ينى ژاپنى كه دوستم آقاى ت . به او داده بود پيدا شد . همراه داشتن اسكناس تخلف از قانون گمرك ورود به شوروى شناخته مىشد ، پس كارها گره خورد و بگومگو با مأموران گمرك به درازا كشيد . سرانجام به سختى از گرفتارى ضبط شدن پول جستيم . اگرچه احساسمان چنان نبود كه گويى « بر دم ببر پا گذاريم و از دهان مار زهردار فرار كنيم » « 1 » باز به سبب جنجالى كه در آن نزديك بود كه « بچه ببر » ( يعنى پول ) را از دست بدهيم ، به خشم آمده بوديم ، و با چنين حال و وضعى به كشتى نشستيم . كشتى مسافرى درياى خزر مانند سفينهاى كه در قديم به بوشو « 2 » مىرفت ، كوچك است . علاوه بر اين ، باد تند از قفقاز مىوزيد و اين قايق را پيوسته در تب و تاب و تكان نگاه مىداشت . اما در اين روز باد آرام و هوا آفتابى بود ، و هرچند كه سوز سرما بفهمى نفهمى تا مغز استخوان نفوذ مىكرد ، تكان كشتى كمتر از آن بود كه بيمش را داشتم . همچنان كه در دريا پيش مىرفتيم ، جنگل دكلهاى نفت پشت سرمان تار و محو مىنمود ، و در دوردست خاور ، كوههاى قفقاز با قلههاى برفى پر شكوهش پيدا بود . آن هم به زودى ناپديد شد ، و همچنان كه سايهء ساحل در افق رنگ مىباخت ، هوا رو به تاريكى مىرفت .
--> ( 1 ) . « بر دم ببر ( يا ، شير ) پا گذاشتن و از دهان مار زهردار جستن » مثل ژاپنى است ، كنايه براى از سر گذراندن خطرى بزرگ . ( 2 ) . جايى در ايالت چيباى كنونى ، نزديك توكيو .